یکشنبه 25 اسفند1387
چهارده مرحله و نوع از تشکيل و رشد هويت ترنس سکشوالها فرستنده: پارسا
با سلام به مدیريت محترم گروه دیا جان:
قول داده بودم هر شب مقداري متن ترجمه کنم ...نمیدونستم چي میتونه جالب باشه اما از اونجایی که میدیدم اکثر دوستاني که ایمیلهاشون مياد احساسات شفافی ندارن که نشونه اینه که شناختی از روح و روان و هویتشون ندارن و متاسفانه بيشتر به فکر عمل هستن تا شکل دادن اون هویت لازم من یه متن در این باره ترجمه کردم....یه مقداری طولانیه ..21 صفحه هست اما خواهش میکنم حوصله کنید و بخونید چون خود من خیلی روشن شدم و الان دقيقا میدونم کجا ایستادم ... اعتراف میکنم تا امروز هیچ دکتری چه در داخل چه خارج کشور به اين خوبی منو به خودم نشناسونده بود...تمام احساسات یک فرد ترنسکشوال یا ترنسجندر رو بررسی و طبقه بندی کرده.... خلاصه اینکه خانم دیا زحمتشو بکشن و ميبخشید اگه خیلی خوب ترجمه نشده ....فارسی من خیلي خرابه !! .... ممنونم از آقای حسین زاده که این متنو برام فرستادن ! ...اگر کسی در موضوع خاصی ميخواد چیزی بدونه بگه من متن پیدا میکنم ترجمه میکنم!
پيروز و بهروز باشید !
پارسا
عنوان مطلب
چهارده مرحله و نوع از تشکيل و رشد هويت ترنس سکشوالها
نوشته شده توسط دکتر آرون دوور استاد دانشگاه ويکتورياي کانادا دپارتمان جامعه شناسي
---------------------------------------
خلاصه مطلب
چهارده مرحله و نوع از تشکيل و رشد هويت ترنس سکشوالها
نوشته شده توسط دکتر آرون دوور استاد دانشگاه ويکتورياي کانادا دپارتمان جامعه شناسي
---------------------------------------
خلاصه مطلب
شناخت يک فرد به عنوان ترنس سکشوال شامل تعدادي مرحله از اکتشافات تحقيقات و تحليل ها در هر دو بعد و سطح ميان فردي و فرافردي ميشود و طي ساليان دراز مورد مطالعه بوده ...يک مدل از آن نتايج تحقيقات شامل چهارده مرحله ممکنِ پيش رو براي يک ترنسکشوال در زندگي پيش فرض شده است که آن مراحل بدين شرح هستند:1-اضطراب دائمي 2- سردرگمي در هويت فردي و جنسي 3-مقايسه هاي هويتي فردي و جنسي 4-کشف ترنس سکشواليسم5-سردرگمي در رابطه با ترنس سکشواليسم 6-مقايسه هاي شناختي و هويتي درباره ترنس سکشواليسم 7-تحمل هويت ترنس سکشواليسم 8-تاخير قبل از قبول هويت ترنس سکشواليسم9-قبول هويت ترنسکشواليسم 10-تاخير و مکث قبل از عمل 11-عمل تغيير جنسيت 12-قبول هويت جنسي درحين عمل و پس از آن13-انسجام روحي 14-غرور و مباهات نسبت به جنسيت
---------------------------------------
مقدمه
اکثر ترنس سکشوالها و اکثر متخصصاني که با آنها کار ميکنند معتقدند که به طور نهايي يک مبنا و پايه بيولوژيکي براي افراد ترنس سکشوال پيدا خواهد شد....علارغم اينکه مهم نيست به چه ميزان از قوانين زندگي ما بر مبناي ملاحظات بيولوژيکي و زيست شناختي وضع خواهند شد تمام مردم در محيطهاي اجتماعي اي زندگي ميکنند که اين اجتماع به اصالت و واقعيت جسم و روحشان معنا ميدهد و با طي شدن طول عمر هر کدام از ما در سازواره بيولوژيکي بايد ياد بگيريم که چطور خودمان را بفهميم زماني که رشد ميکنيم و خودمان را با دنياي تغييرات وفق بدهيم....نويسنده در اينجا چهارده مرحله را در پيدايش هويت يک ترنس سکشوال پيشنهاد ميکند که اين مدل برگرفته و ساخته شده از پيدايش هويت همجنسگرايان هست که توسط يک متخصص بنام کاس در سالهاي 1979..1984 و 1990 است.....گرچه تمرکز من بر روي افراد ترنس سکشوال خواهد بود اما کوشش خواهم کرد که مقداري از راههايي را که ذکر خواهد شد براي افراد ترنس جندر هم مورد استفاده قرار بگيرد
اين مدل بنا شده بر پانزده سال تحقيقات در زمينه جامعه شناسي و فعل و انفعالات حرفه اي با طيف وسيعي از افراد ترنس جندر است ... به اکثريتي که خودشناختي دارند به عنوان ترنس اف تو ام يا ترنس جندر...اين اطلاعات از طريق پيشنهاد من براي تماس با صدها فرد ترنس سکشوال و ترنس جندر و ملاقاتهاي رو دررو بنا شده اند و مصاحبه هايي که گاه تا ساعتها به طول انجاميده اند از قبيل مشاوره هاي خصوصي ديدار افراد در منازل يکديگر ...مجالس خصوصي...ملاقات ها در مجامع و کنفرانسهاي حرفه اي ...در مجالس شام و ضيافتها و حتا در کنار دريا همه و همه به عبارتي ديگر در طيف وسيعي از مجالسِ البته غير پزشکي .
اين مدل بدين دليل ارائه ميشود که تنها ديدگاههايي را فراهم کند که شامل راههايي مشترک خواهد بود که افراد مختلف پيموده اند لذا تصور بر اين است که احتمالا شما نيز به عنوان خواننده و احيانا فردي که اين راهها را پيموده ايد شباهتهايي بين خود و اين مدل احساس کنيد اما اين بدين معنا نيست که مدل ارائه شده تنها و بهترين راه ممکن است و مسلما نتايج متفاوت تري از نتايج رائه شده در آينده به دست خواهد آمد
----------------------------------------------------------
مراحل تشکيل هويت يک ترنسکشوال
مقدمه
اکثر ترنس سکشوالها و اکثر متخصصاني که با آنها کار ميکنند معتقدند که به طور نهايي يک مبنا و پايه بيولوژيکي براي افراد ترنس سکشوال پيدا خواهد شد....علارغم اينکه مهم نيست به چه ميزان از قوانين زندگي ما بر مبناي ملاحظات بيولوژيکي و زيست شناختي وضع خواهند شد تمام مردم در محيطهاي اجتماعي اي زندگي ميکنند که اين اجتماع به اصالت و واقعيت جسم و روحشان معنا ميدهد و با طي شدن طول عمر هر کدام از ما در سازواره بيولوژيکي بايد ياد بگيريم که چطور خودمان را بفهميم زماني که رشد ميکنيم و خودمان را با دنياي تغييرات وفق بدهيم....نويسنده در اينجا چهارده مرحله را در پيدايش هويت يک ترنس سکشوال پيشنهاد ميکند که اين مدل برگرفته و ساخته شده از پيدايش هويت همجنسگرايان هست که توسط يک متخصص بنام کاس در سالهاي 1979..1984 و 1990 است.....گرچه تمرکز من بر روي افراد ترنس سکشوال خواهد بود اما کوشش خواهم کرد که مقداري از راههايي را که ذکر خواهد شد براي افراد ترنس جندر هم مورد استفاده قرار بگيرد
اين مدل بنا شده بر پانزده سال تحقيقات در زمينه جامعه شناسي و فعل و انفعالات حرفه اي با طيف وسيعي از افراد ترنس جندر است ... به اکثريتي که خودشناختي دارند به عنوان ترنس اف تو ام يا ترنس جندر...اين اطلاعات از طريق پيشنهاد من براي تماس با صدها فرد ترنس سکشوال و ترنس جندر و ملاقاتهاي رو دررو بنا شده اند و مصاحبه هايي که گاه تا ساعتها به طول انجاميده اند از قبيل مشاوره هاي خصوصي ديدار افراد در منازل يکديگر ...مجالس خصوصي...ملاقات ها در مجامع و کنفرانسهاي حرفه اي ...در مجالس شام و ضيافتها و حتا در کنار دريا همه و همه به عبارتي ديگر در طيف وسيعي از مجالسِ البته غير پزشکي .
اين مدل بدين دليل ارائه ميشود که تنها ديدگاههايي را فراهم کند که شامل راههايي مشترک خواهد بود که افراد مختلف پيموده اند لذا تصور بر اين است که احتمالا شما نيز به عنوان خواننده و احيانا فردي که اين راهها را پيموده ايد شباهتهايي بين خود و اين مدل احساس کنيد اما اين بدين معنا نيست که مدل ارائه شده تنها و بهترين راه ممکن است و مسلما نتايج متفاوت تري از نتايج رائه شده در آينده به دست خواهد آمد
----------------------------------------------------------
مراحل تشکيل هويت يک ترنسکشوال
1-مرحله اضطراب دائمي
بعضي از مشخصه هاي آن
- عدم تمرکز بر هويت جنسي و نارضايتي از جنسيت
بعضي از عکس العملها
-برتري و تمايل نسبت به فعاليتهاي جنس مخالف و مصاحبت با آنها
بعضي از مشخصه هاي آن
- عدم تمرکز بر هويت جنسي و نارضايتي از جنسيت
بعضي از عکس العملها
-برتري و تمايل نسبت به فعاليتهاي جنس مخالف و مصاحبت با آنها
2-مرحله سردرگمي در نشانه هاي اصلي هويت فردي و جنسي
بعضي از مشخصه هاي آن
-ترديد هاي ابتدايي درباره مناسب بودن و داشتن نشانه هاي اصلي هويت جنسي
بعضي از عکس العملها
حالت انفعالي در هويت جنسي و راحتي در برقراري روابط جنسي
بعضي از مشخصه هاي آن
-ترديد هاي ابتدايي درباره مناسب بودن و داشتن نشانه هاي اصلي هويت جنسي
بعضي از عکس العملها
حالت انفعالي در هويت جنسي و راحتي در برقراري روابط جنسي
3-مرحله مقايسه خود با ديگران دررابطه با هويت فردي و جنسي
بعضي از نشانه هاي آن
-جستجو و سنجيدن دائمي هويت جنسي خود
بعضي از عکس العملها
-تجربه تغيير و عدم ثبات هويت
بعضي از نشانه هاي آن
-جستجو و سنجيدن دائمي هويت جنسي خود
بعضي از عکس العملها
-تجربه تغيير و عدم ثبات هويت
4- مرحله کشف ترنسکشواليسم و ترنسجندريسم
بعضي از نشانه هاي آن
- فرد ياد ميگيرد که ترنسکشواليسم وجود دارد
بعضي از عکس العملها
-برخورد تصادفي با مطالب حاوي ترنسکشواليسم
بعضي از نشانه هاي آن
- فرد ياد ميگيرد که ترنسکشواليسم وجود دارد
بعضي از عکس العملها
-برخورد تصادفي با مطالب حاوي ترنسکشواليسم
5-مرحله سردرگمي در باره ترنسکشواليسم و ترنسجندريسم که آيا من هم جز اين دسته هستم يا نه
بعضي از علائم آن
- ترديدهاي اوليه در رابطه با صحت ترنسکشوال بودن خود
بعضي از عکس العملها
-جستجوي بيشتر اطلاعات درباره ترنسکشواليسم
بعضي از علائم آن
- ترديدهاي اوليه در رابطه با صحت ترنسکشوال بودن خود
بعضي از عکس العملها
-جستجوي بيشتر اطلاعات درباره ترنسکشواليسم
6-مقايسه هاي هويتي درباره ترنسکشواليسم يا ترنسجندريسم
بعضي از نشانه ها
-تست کردن و امتحان هويت ترنسکشوالي و عضويت در اين گروهها
بعضي از عکس العملها
-شروع کردن به جداشدن از هويت فعلي و بروز هويت به عنوان يک ترنسکشوال
بعضي از نشانه ها
-تست کردن و امتحان هويت ترنسکشوالي و عضويت در اين گروهها
بعضي از عکس العملها
-شروع کردن به جداشدن از هويت فعلي و بروز هويت به عنوان يک ترنسکشوال
7-مرحله تحمل هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري خود
بعضي از نشانه ها
-بروز هويت خود به عنوان يک ترنسکشوال احتمالي
بعضي از عکس العملها
-افزايش جداشدن از هويت قبلي و پيوند با هويت جديد خود
بعضي از نشانه ها
-بروز هويت خود به عنوان يک ترنسکشوال احتمالي
بعضي از عکس العملها
-افزايش جداشدن از هويت قبلي و پيوند با هويت جديد خود
8-مرحله تاخير قبل از پذيرش هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري خود
بعضي از نشانه ها
-صبر براي تغيير شرايط و جستجو براي تاييديه براي هويت ترنسکشوالي
بعضي از عکس العملها
-جستجو براي اطلاعات بيشتر در اين باره و امتحان برقراري روابط صميمانه
بعضي از نشانه ها
-صبر براي تغيير شرايط و جستجو براي تاييديه براي هويت ترنسکشوالي
بعضي از عکس العملها
-جستجو براي اطلاعات بيشتر در اين باره و امتحان برقراري روابط صميمانه
9-مرحله پذيرش هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري خود
بعضي از نشانه ها
-يک هويت ترنسکشوالي بنا شده و محکم
بعضي از عکس العملها
-گفتن به باقي افراد درباره هويت ترنسکشوالي خود
بعضي از نشانه ها
-يک هويت ترنسکشوالي بنا شده و محکم
بعضي از عکس العملها
-گفتن به باقي افراد درباره هويت ترنسکشوالي خود
10-مرحله تاخير قبل از عمل
بعضي از نشانه ها
-عميقتر شدن هويت ترنسکشوالي و حذف هويت جنسي قبلي خود و تلاش براي اجتماعي تر کردن خود
بعضي از عکس العملها
-کسب اطلاعات درباره عمل جراحي ...جمع کردن مبلغ عمل و مديريت سيستم حمايتي افراد
بعضي از نشانه ها
-عميقتر شدن هويت ترنسکشوالي و حذف هويت جنسي قبلي خود و تلاش براي اجتماعي تر کردن خود
بعضي از عکس العملها
-کسب اطلاعات درباره عمل جراحي ...جمع کردن مبلغ عمل و مديريت سيستم حمايتي افراد
11-مرحله عمل جراحي
بعضي از نشانه ها
-تغيير کامل هويت جنسي و آلات جنسي
بعضي از عکس العملها
-تغيير هويت در اسناد
بعضي از نشانه ها
-تغيير کامل هويت جنسي و آلات جنسي
بعضي از عکس العملها
-تغيير هويت در اسناد
12-مرحله قبول هويت در حين عمل جراحي
بعضي از نشانه ها
محکم شدن و بنا شدن هويت فرد در حين عمل
بعضي از عکس العملها
-زندگي موفق در حين و بعد از عمل جراحي
بعضي از نشانه ها
محکم شدن و بنا شدن هويت فرد در حين عمل
بعضي از عکس العملها
-زندگي موفق در حين و بعد از عمل جراحي
13-مرحله انسجام روحي و جسمي
بعضي از نشانه ها
-ترنس سکشوال بودن به صورت مخفي هست
بعضي از عکس العملها
-مديريت هويت و تلاش براي بهبود هويت جديد
بعضي از نشانه ها
-ترنس سکشوال بودن به صورت مخفي هست
بعضي از عکس العملها
-مديريت هويت و تلاش براي بهبود هويت جديد
14-مرحله غرور و مباهات نسبت به هويت
بعضي از نشانه ها
-به طور شفاف و آزادانه در هويت جديد ابراز وجود ميکنند
بعضي از عکس العملها
-دفاع از ترنس سکشواليتي و ترنس ها
بعضي از نشانه ها
-به طور شفاف و آزادانه در هويت جديد ابراز وجود ميکنند
بعضي از عکس العملها
-دفاع از ترنس سکشواليتي و ترنس ها
اين چکيده اي از اين چهارده مرحله بود .....نويسنده تلاش خواهد کرد هر يک از اين مراحل را به طور شفاف توضيح داده و بررسي کند
*****
مرحله اول
اضطراب دائمي
-------------------
اولين مرحله از چهارده قدم مدل تشکيل هويت ترنسکشوالها شامل حس اضطراب دائمي درباره هويت فردي و جنسي است.اين احساس عبارتست از احساس ناراحتي در ايفاي نقش اجتماعي و يا ممکن است بدن فرد به دنبال نشانه هايي از خاطرات سالهاي اوليه زندگي باشد يا بخشهايي از بدن فرد با گذشت زمانهاي طولاني و نه در وقت معين خود شروع به رشد کند.. بنا به گزارش اکثر ترنس سکشوالها اين احساس اضطراب و نگراني هويتي هميشه و طي ساليان دراز با آنها بوده حتا پيش از آنکه آنها بتوانند تشخيص دهند و يا تحليل کنند که اين مشکل چيست و چه چيزي باعث اين ناراحتي شده...احتمالا بعد از مدتي براي آنها روشن شده که ريشه اين اضطراب در هويت فردي آنها نهفته است و شروع اين احساس زمانيست که آنها در معرض ارتباط با مردم قرار ميگيرند و احساس ميکنند در جاي واقعي و صحيح قرار ندارند .. گرچه با گذشت زمان اين احساس برايشان شفاف تر شده چرا که آگاه ميشوند نحوه ارتباطات اجتماعي آنها مربوط به جنس مخالفشان است و انتظارات مردم از آنها در اجتماع غير از رفتاريست که آنها ناخودآگاه از خود بروز ميدهند....معمولا زنان تمايل به ابراز هويت مردانه و برقراري ارتباط با آنان را دارند و مردها علاقه مند به بودن با زنان و انجام تکاليف زنانه را دارند مثلن مردي 47 ساله ترنسکشوال از خاطرات خود چنين ميگويد:
اضطراب دائمي
-------------------
اولين مرحله از چهارده قدم مدل تشکيل هويت ترنسکشوالها شامل حس اضطراب دائمي درباره هويت فردي و جنسي است.اين احساس عبارتست از احساس ناراحتي در ايفاي نقش اجتماعي و يا ممکن است بدن فرد به دنبال نشانه هايي از خاطرات سالهاي اوليه زندگي باشد يا بخشهايي از بدن فرد با گذشت زمانهاي طولاني و نه در وقت معين خود شروع به رشد کند.. بنا به گزارش اکثر ترنس سکشوالها اين احساس اضطراب و نگراني هويتي هميشه و طي ساليان دراز با آنها بوده حتا پيش از آنکه آنها بتوانند تشخيص دهند و يا تحليل کنند که اين مشکل چيست و چه چيزي باعث اين ناراحتي شده...احتمالا بعد از مدتي براي آنها روشن شده که ريشه اين اضطراب در هويت فردي آنها نهفته است و شروع اين احساس زمانيست که آنها در معرض ارتباط با مردم قرار ميگيرند و احساس ميکنند در جاي واقعي و صحيح قرار ندارند .. گرچه با گذشت زمان اين احساس برايشان شفاف تر شده چرا که آگاه ميشوند نحوه ارتباطات اجتماعي آنها مربوط به جنس مخالفشان است و انتظارات مردم از آنها در اجتماع غير از رفتاريست که آنها ناخودآگاه از خود بروز ميدهند....معمولا زنان تمايل به ابراز هويت مردانه و برقراري ارتباط با آنان را دارند و مردها علاقه مند به بودن با زنان و انجام تکاليف زنانه را دارند مثلن مردي 47 ساله ترنسکشوال از خاطرات خود چنين ميگويد:
"من هيچ دوستي نداشتم...من با مردم راحت نبودم...تنها آشنايي معمولي اما منجر به دوستي نميشدند..آنها را ميديدم با آنها صحبت ميکردم اما اصلا با آنها راحت نبودم در رابطه با زنان نيز تقريبا به همين صورت بود و من احساس راحتي نداشتم و هميشه فکر ميکردم و ميدانستم مردم در ارتباط با من مشکلي دارند...من فکر ميکنم مشکل از هويت من بود..."
اين اضطراب دائمي ميتواند به طول بيانجامد تا زماني که امکان عمل را از فرد در اجتماع بگيرد ..خيلي از کساني که با اين مشکل روبرو هستند به مواد مخدره و الکل روي مي آورند تا خود را از اين اضطراب رها کنند و در بعضي افراد اين اضطراب به حدي زياد ميشود که گاهي اوقات حتا به خودکشي منجر ميشود! (ولي شما دوستان خودکشي ممنوع)
-----------------------------------------------------
مرحله دوم
سردرگمي درباره هويت اوليه خود
------------
يک واکنش درپي آگاهي از اينکه يک نفر با بقيه همجنسان خود مطابقت ندارد و شبيه نيست اين خواهد بود که او از خود ميپرسد آيا واقعا من متعلق به اين جنس هستم؟ ... کودکان گاهي به آرامي متوجه اين تفاوت ها خواهند شد و به طور آشکارا جار خواهند زد که آنها در هويت و جسم اشتباهي قرار دارند حال آنکه والدين و آموزگاران تمام تلاش خود را خواهند کرد که آنان را از اين تفکر منصرف کنند چرا که تمام نشانه هاي اوليه هويت و جنسيت را در آنان مشاهده ميکنند...اين نوع فشار اجتماعي و رواني به اين افراد کافيست تا آنها را از همان سالهاي اوليه زندگي به يک بيخيالي دائمي دچار کند و يا اين افکار و احساسات را در سنين رشد و بزرگسالي از ديگران مخفي نگاه دارد و يا حتا از خودشان! ...گرچه هنوز در ضمير خودآگاه و ناخودآگاهشان به اين امر معتقدند که "واقعا" و يا "شايد" متعلق به گروه جنس مخالف خود هستند...خيلي از کودکان به راحتي سخن گفتن در رابطه با اين مسئله را قطع کرده فانتزي يک آينده متفاوت را براي خود ميسازند و صبر ميکنند براي بلوغي که متصور هستند براي خود...زماني که بلوغ از راه ميرسد و آنها تغييراتي را که براي خود تصور کرده بودند از راه نميرسد و شکل ظاهري بدن آنها به طور دلخواه تغيير نميکند به احتمال زياد دچار افسردگي شديد و يا حتا خودکشي خواهد شد... يک ترنسکشوال 36 ساله درباره خاطرات خود چنين ميگويد:
-----------------------------------------------------
مرحله دوم
سردرگمي درباره هويت اوليه خود
------------
يک واکنش درپي آگاهي از اينکه يک نفر با بقيه همجنسان خود مطابقت ندارد و شبيه نيست اين خواهد بود که او از خود ميپرسد آيا واقعا من متعلق به اين جنس هستم؟ ... کودکان گاهي به آرامي متوجه اين تفاوت ها خواهند شد و به طور آشکارا جار خواهند زد که آنها در هويت و جسم اشتباهي قرار دارند حال آنکه والدين و آموزگاران تمام تلاش خود را خواهند کرد که آنان را از اين تفکر منصرف کنند چرا که تمام نشانه هاي اوليه هويت و جنسيت را در آنان مشاهده ميکنند...اين نوع فشار اجتماعي و رواني به اين افراد کافيست تا آنها را از همان سالهاي اوليه زندگي به يک بيخيالي دائمي دچار کند و يا اين افکار و احساسات را در سنين رشد و بزرگسالي از ديگران مخفي نگاه دارد و يا حتا از خودشان! ...گرچه هنوز در ضمير خودآگاه و ناخودآگاهشان به اين امر معتقدند که "واقعا" و يا "شايد" متعلق به گروه جنس مخالف خود هستند...خيلي از کودکان به راحتي سخن گفتن در رابطه با اين مسئله را قطع کرده فانتزي يک آينده متفاوت را براي خود ميسازند و صبر ميکنند براي بلوغي که متصور هستند براي خود...زماني که بلوغ از راه ميرسد و آنها تغييراتي را که براي خود تصور کرده بودند از راه نميرسد و شکل ظاهري بدن آنها به طور دلخواه تغيير نميکند به احتمال زياد دچار افسردگي شديد و يا حتا خودکشي خواهد شد... يک ترنسکشوال 36 ساله درباره خاطرات خود چنين ميگويد:
"از زمان دوازده سالگي تا کنون احساس ميکردم در جسمي اشتباهي هستم و در سنين بلوغ نسبت به جنسيت خود بسيار ناراحت بودم..من در فعاليتهايم بسيار محدود بودم و برايم جسمي که در آن بودم معنا نداشت...در سنين 12 تا 18 سالگي من هميشه مشغول مصرف الکل بودم..."
در افراد بزرگسال اين واکنشها و سردرگميها با شدت بيشتري همراه است چرا که آنها بهتر و بيشتر از کودکان قوانين ايفاي نقش و هويت خود را در اجتماع مي آموزند و کمتر علاقه اي به صحبت درباره اين مشکل خود را دارند..آنها متوجه اين موضوع خواهند شد که ممکن است اين ادعاي سردرگمي برايشان لکه ننگي محسوب شود و آنها را ديوانه يا مريض خطاب کنند...در هر سني حقايق اجتماعي و روانشناختي خيلي از ترنسکشوالها را مجبور خواهد کرد که خود را مطابق نورم جامعه نشان دهند حال آنکه در درون خود با تضادهايي روبرو هستند... يک ترنسکشوال 41 ساله از وضعيت خود ميگويد:
"زماني که به سن بلوغ رسيدم خيلي از مسئوليتها بر من تکليف ميشدند مانند ملاقات با مردها و وظايف ديگري که بر عهده يک زن است ..من سعي به انجام آنها داشتم نه بخاطر اينکه ميخواستم ..به اين خاطر که مجبور بودم و نميخواستم کسي متوجه شود که من متفاوت از بقيه هستم و خيلي در آن مرحله تلاش کردم انتظاراتي را که ديگران از من داشتند برآورده کنم"
"زماني که به سن بلوغ رسيدم خيلي از مسئوليتها بر من تکليف ميشدند مانند ملاقات با مردها و وظايف ديگري که بر عهده يک زن است ..من سعي به انجام آنها داشتم نه بخاطر اينکه ميخواستم ..به اين خاطر که مجبور بودم و نميخواستم کسي متوجه شود که من متفاوت از بقيه هستم و خيلي در آن مرحله تلاش کردم انتظاراتي را که ديگران از من داشتند برآورده کنم"
بنابراين حتا کساني که به ظاهر بي نقص هستند ممکن است به طور پنهان داراي اين اضطراب دائمي باشند
--------------------------------------
مرحله سوم
مقايسه درباره هويت فردي و جنسي
-----------------------
در اين مرحله افراد معمولا اين حقيقت را قبول ميکنند که شرايط جسمي آنها بر هويتشان حاکم است و ميکوشند راههايي را پيدا کنند که آنها را در مقابل انتظارات اجتماعي و نيازها و خواسته هاي شخصيشان راهنمايي کند...در طول اين دوران افراد تلاش خواهند کرد راههاي راحتتري را پيدا کنند که در عين زندگي در هويت فعلي خود خواسته هاي خود را که مربوط به هويت جنس مخالف است به ديگران برسانند و تفهيم کنند و بدين طريق بهتر بتوانند خود را با خواسته هايي که اجتماع از آنها دارد منطبق کنند...اين مرحله شامل مقايسه هاييست که فرد ميکوشد احساسات دروني خود را با انواع مختلف هويت ها و رفتارهاي متغير قياس کند ...هويت هايي که شناخته شده براي جنس مخالف خود هستند مثلا مردهايي که رفتارها و ظاهري نسبتا زنانه براي خود ميسازند يا زناني که ظاهري مردانه از خود نشان ميدهند....اگر بروز اين هويت هاموفقيت آميز بود آن هويت را براي مدتي کوتاه يا دائمي حفظ ميکنند چرا که نتيجه آن برايشان اين خواهد بود که در اجتماع به عنوان عضوي از يک گروه خاص شناخته خواهند شد اما اگر بروز اين هويت موفقيت آميز نبود آنها به دنبال مدلي ديگر خواهند بود و از خود ميپرسند به راستي من که هستم ؟...اينگونه تلاشها براي پيدا کردن راحتي و آسايش ميتواند اشکال گوناگوني داشته باشد..براي دخترها اجراي نقش يک دخترپسروار بسيار متداول است و کمتر مانعي بر سر راهشان است ..تا زمان بلوغ اکثر دخترها اجازه دارند که تجربه هايي پسرانه داشته باشند و در جامعه نيز پذيرفته هستند گرچه نقش دخترمردمآب و پسروار در سطح جهاني پذيرفته شده نيست و اما در سنين بلوغ به سرعت پسرانه رفتار کردن براي دختر غيرقابل قبول ميشود و دختراني که اين رفتارها را ترک نکنند با موانعي در اجتماع روبرو خواهند شد...گرچه تعادل رواني دخترهايي که رفتارهاي بسيار پسرانه دارند در اجتماع رفته رفته بر هم خواهد خورد چرا که آنها توسط بزرگسالان از سنين کم طرد خواهند شد...سلامت رواني آنها اکثر اوقات به خطر خواهد افتاد زماني که ميبينند در سنين بلوغ شرايط جسميشان رو به زنانه شدن ميرود......و اما پسراني که ميکوشند راهي بيابند تا مقداري زنانه رفتار کنند به هيچ عنوان در اجتماع پذيرفته شده نيستند که بتوانند در آن حضور بيابند...ايفاي نقش زنانه از طرف مردان در اجتماع بسيار زننده محسوب شده و نتيجه اي جز تجاوز به هر نوع حق از حقوق آنها را در بر نخواهد داشت مخصوصا تجاوز فيزيکي از طرف مردان ديگر....از طرفي زنان ترنسکشوال ممکن است براي ادامه و پرورش شخصيت مردانه خود تلاش کنند...در خيلي جهات اين حرکت آنها از طرف مردم بدين شکل معنا ميشود که هويت آنها هويت يک لزبين با صفات مردانه است از اين بابت خيلي از ترنسجندرهاي زن به طور وسيعي همجنسگرايي و دوجنسگرايي را تجربه ميکنند...زناني که هويت مردانه را براي خود برميگزينند به سرعت درخواهند يافت که زنان زيادي هستند و حتا مرداني که آنها را تحسين ميکنند و براي صفات مردانه آنها بايشان شجاعت ميبخشند...اما در همين حين لزبين هاي مردمآب فشارهاي زيادي را از طرف جامعه متحمل ميشوند...به عبارتي ديگر گرچه آنها به جهت دارا بودن صفات مردانه خود در روابط عشقي حمايت ميشوند اما در روابط عادي اجتماعي خود به اندازه رفتار مردانه اي که از خود نشان ميدهند مورد فشار قرار ميگيرند...يک ترنسکشوال 33 ساله از خاطرات خود ميگويد:
--------------------------------------
مرحله سوم
مقايسه درباره هويت فردي و جنسي
-----------------------
در اين مرحله افراد معمولا اين حقيقت را قبول ميکنند که شرايط جسمي آنها بر هويتشان حاکم است و ميکوشند راههايي را پيدا کنند که آنها را در مقابل انتظارات اجتماعي و نيازها و خواسته هاي شخصيشان راهنمايي کند...در طول اين دوران افراد تلاش خواهند کرد راههاي راحتتري را پيدا کنند که در عين زندگي در هويت فعلي خود خواسته هاي خود را که مربوط به هويت جنس مخالف است به ديگران برسانند و تفهيم کنند و بدين طريق بهتر بتوانند خود را با خواسته هايي که اجتماع از آنها دارد منطبق کنند...اين مرحله شامل مقايسه هاييست که فرد ميکوشد احساسات دروني خود را با انواع مختلف هويت ها و رفتارهاي متغير قياس کند ...هويت هايي که شناخته شده براي جنس مخالف خود هستند مثلا مردهايي که رفتارها و ظاهري نسبتا زنانه براي خود ميسازند يا زناني که ظاهري مردانه از خود نشان ميدهند....اگر بروز اين هويت هاموفقيت آميز بود آن هويت را براي مدتي کوتاه يا دائمي حفظ ميکنند چرا که نتيجه آن برايشان اين خواهد بود که در اجتماع به عنوان عضوي از يک گروه خاص شناخته خواهند شد اما اگر بروز اين هويت موفقيت آميز نبود آنها به دنبال مدلي ديگر خواهند بود و از خود ميپرسند به راستي من که هستم ؟...اينگونه تلاشها براي پيدا کردن راحتي و آسايش ميتواند اشکال گوناگوني داشته باشد..براي دخترها اجراي نقش يک دخترپسروار بسيار متداول است و کمتر مانعي بر سر راهشان است ..تا زمان بلوغ اکثر دخترها اجازه دارند که تجربه هايي پسرانه داشته باشند و در جامعه نيز پذيرفته هستند گرچه نقش دخترمردمآب و پسروار در سطح جهاني پذيرفته شده نيست و اما در سنين بلوغ به سرعت پسرانه رفتار کردن براي دختر غيرقابل قبول ميشود و دختراني که اين رفتارها را ترک نکنند با موانعي در اجتماع روبرو خواهند شد...گرچه تعادل رواني دخترهايي که رفتارهاي بسيار پسرانه دارند در اجتماع رفته رفته بر هم خواهد خورد چرا که آنها توسط بزرگسالان از سنين کم طرد خواهند شد...سلامت رواني آنها اکثر اوقات به خطر خواهد افتاد زماني که ميبينند در سنين بلوغ شرايط جسميشان رو به زنانه شدن ميرود......و اما پسراني که ميکوشند راهي بيابند تا مقداري زنانه رفتار کنند به هيچ عنوان در اجتماع پذيرفته شده نيستند که بتوانند در آن حضور بيابند...ايفاي نقش زنانه از طرف مردان در اجتماع بسيار زننده محسوب شده و نتيجه اي جز تجاوز به هر نوع حق از حقوق آنها را در بر نخواهد داشت مخصوصا تجاوز فيزيکي از طرف مردان ديگر....از طرفي زنان ترنسکشوال ممکن است براي ادامه و پرورش شخصيت مردانه خود تلاش کنند...در خيلي جهات اين حرکت آنها از طرف مردم بدين شکل معنا ميشود که هويت آنها هويت يک لزبين با صفات مردانه است از اين بابت خيلي از ترنسجندرهاي زن به طور وسيعي همجنسگرايي و دوجنسگرايي را تجربه ميکنند...زناني که هويت مردانه را براي خود برميگزينند به سرعت درخواهند يافت که زنان زيادي هستند و حتا مرداني که آنها را تحسين ميکنند و براي صفات مردانه آنها بايشان شجاعت ميبخشند...اما در همين حين لزبين هاي مردمآب فشارهاي زيادي را از طرف جامعه متحمل ميشوند...به عبارتي ديگر گرچه آنها به جهت دارا بودن صفات مردانه خود در روابط عشقي حمايت ميشوند اما در روابط عادي اجتماعي خود به اندازه رفتار مردانه اي که از خود نشان ميدهند مورد فشار قرار ميگيرند...يک ترنسکشوال 33 ساله از خاطرات خود ميگويد:
"من اسمم را تغيير دادم...موهايم را کوتاه کردم...لباسهاي مردانه خريدم...از ديدگاه خود به عنوان يک مرد زندگي کردم اما باقي مردم هنوز من را يک زن ميدانستند و آن هم يک زن بسيار عجيب و غريب...هيچکس نميفهميد و من خودم هم اين مساله را درک نميکردم که چرا .... اين يک ابراز هويت ناخودآگاه از شخصيت واقعي من بود"
به همين شکل مردان ممکن است روش زندگاني را براي خود اتخاذ کنند که در گروهها يا جوامعي بتوانند صفات ذاتي و زنانگي خود را به ديگران نشان دهند...همينطور اينچنين "تحليل ميشود" که تمام مردان همجنسگرا زن نما هستند...بعضي از آنها تلاش ميکنند به عنوان يک همجنسگرا يا دوجنسگرا زندگي کنند ...بعضي اگر فضايي پيدا کنند نامهاي زنانه برخود مينهند لباسهاي زنانه ميپوشند ...بعضي ديگر از ترنسکشوالهاي مرد به دليل شرايط زندگي با زيرکي و احتياط بيشتري رفتار ميکنند و کمتر رفتارهاي زنانه از خود بروز ميدهند....هتروسکشوالهاي مرد همچنين ممکن است مبدل پوشي را کشف کرده ابتدا در خفا و سپس در اماکن عمومي اين کار را انجام دهند تا نيازهاي دروني خود را برآورده کنند...معمولا در سالهاي اوليه تمرين اين نوع پوشش در خفاست و همراه با برانگيختگي و اورگاسم خواهد بود... نعوظ و انزالي که مبدل پوشها احساس ميکنند همراه و متقارن با رضايت سردرگمي و احساس شرم خواهد بود....برغم چنين احساسات ناسازگاري نعوظ و انزالي که از بابت اين مبدل پوشي به آنها دست ميدهد ميتواند اطمينان زيادي از بابت مرد بودن به آنها بدهد و باعث استحکام هويت اوليه فردي و جنسي آنها براي ساليان دراز خواهد شد....بنابراين جنبه جنسي مبدل پوشي ممکن است به يک مرد اجازه دهد که اطمينان پيدا کند که او يک "مرد" است در حالي که ميتواند به او اين "اجازه را نيز بدهد" که او يک زن است! ....به رغم اين مبدل پوشي بسيار قبيح به حساب مي آيد بنابراين کساني که مايل به پيمودن اين راه هستند ناراحتي هاي روحي و رواني زيادي را متحمل خواهند شد به دليل اضطرابي که از به نمايش گذاشتن اين احساس و مخالفت ديگران عايد آنها خواهد شد...هر کدام از اين تکنيکها به کار گرفته خواهد شد که به افراد اجازه دهد که هويت اصلي خود را به نمايش بگذارند هر چند مقداري غيرعادي به نظرآيد...به اندازه کسب مقدار موفقيت افراد ممکن است سالهاي مختلفي در اين مرحله باقي بمانند و کساني که خود را ترنسجندر معرفي ميکنند ممکن است دريافته باشند که توان اين را دارند که مدتي طولاني از اين گزينه ها استفاده کنند.
------------------------------------------
مرحله چهارم
کشف ترنسکشواليسم يا ترنسجندريسم
---------------------
در زندگي بعضي افراد زماني پيش خواهد آمد که خود را به عنوان يک ترنسکشوال يا ترنسجندر خواهند شناخت زماني که براي اولين بار درخواهند يافت ترنسکشواليسم و ترنسجندريم وجود دارد...بعضي از آنها وجود اين پديده را از سالهاي اوليه عمر درخواهند يافت....اما براي اکثريت افراد اين پديده زماني آشکار خواهد شد که ساليان دراز را با حس اضطراب دائمي سردرگمي هويتي و مقايسه هويتي سپري کرده باشند...براي بعضي از افراد دانش به اينکه ترنسکشواليسم و يا ترنسجندريسم وجود دارد فرستاده شده از طرف خدا خواهد بود! و همراه با احساسي است که گويا سالهاي زيادي آن را زيسته اند...براي اکثر مردم اين شکل گيري اين دانش و ادراک باعث شروع دور جديدي از سردرگمي هويتي و مقايسه هويتي خواهد بود....يک ترنسکشوال 37 ساله کانادايي از تجربيات خود ميگويد:
------------------------------------------
مرحله چهارم
کشف ترنسکشواليسم يا ترنسجندريسم
---------------------
در زندگي بعضي افراد زماني پيش خواهد آمد که خود را به عنوان يک ترنسکشوال يا ترنسجندر خواهند شناخت زماني که براي اولين بار درخواهند يافت ترنسکشواليسم و ترنسجندريم وجود دارد...بعضي از آنها وجود اين پديده را از سالهاي اوليه عمر درخواهند يافت....اما براي اکثريت افراد اين پديده زماني آشکار خواهد شد که ساليان دراز را با حس اضطراب دائمي سردرگمي هويتي و مقايسه هويتي سپري کرده باشند...براي بعضي از افراد دانش به اينکه ترنسکشواليسم و يا ترنسجندريسم وجود دارد فرستاده شده از طرف خدا خواهد بود! و همراه با احساسي است که گويا سالهاي زيادي آن را زيسته اند...براي اکثر مردم اين شکل گيري اين دانش و ادراک باعث شروع دور جديدي از سردرگمي هويتي و مقايسه هويتي خواهد بود....يک ترنسکشوال 37 ساله کانادايي از تجربيات خود ميگويد:
" من فکر کنم در حدود 17 سال داشتم....من علاقه مند به خبرنگاري بودم به همين دليل به يک ايستگاه راديويي رفتم آنجا اولين بار واژه ترنسکشوال را شنيدم و آنجا بود که دريافتم من تنها فردي در دنيا نيستم که اينگونه ام ..تا آن زمان احساس ميکردم تنها موجودي هستم که بدين شکل در سياره زمين يافت ميشود!"
بغضي افراد فورا قبول خواهند کرد که يک ترنسکشوال يا ترنسجندر هستند و با سرعت از چهار مرحله بعدي عبور خواهند کرد ...آنها با سرعت کمتر يا بيشتر و با يک آسايش خاطر زياد ترنسکشوال و يا ترنسجندر بودن خود را خواهند پذيرفت حال آنکه در بعضي ديگر سالهاي زيادي بايد بگذرد تا با احساس خود کنار بيايند.
-------------------------------------
مرحله پنجم
سردرگمي در هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندريسم
------------------
اکثر افرادي که روزي خود را به عنوان ترنسکشوال يا ترنسجندر خواهند يافت آن واقعه را از مهمترين وقايع زندگي خود ميدانند...اين افراد ممکن است فورا شروع به پذيرفتن اين گزينه يعني ترنسکشوال بودن يا ترنسجندر بودن براي خود نکنند..آنها ممکن است اين نظر را به عنوان يک معيار گرانبها حفظ کنند ...معياري که از زماني به زمان ديگر از آن دور شوند و به طرفش برگردند تا وقتي که آماده شروع براي رسيدگي به ارتباط اين امر با زندگيشان فراهم شود...با گذشت زمان ايده ترنسکشواليسم يا ترنسجندريسم اهميت بيشتري پيدا ميکند و آنها شروع به تعجب ميکنند که آيايک ترنسکشوال يا ترنسجندر هستند؟! بنابراين وارد يک مرحله سردرگمي در هويت ميشوند...
به منظور کمک به اين سردرگمي که ايجاد شده و سوالاتي که زاييده اين سردرگمي است افراد در پي جستجوي بيشتر اطلاعات در اين باره خواهند بود که واقعا ترنسکشواليسم و ترنسجندريسم چيست ...بنابراين در صدد برخواهند آمد تا تحقيات دروني و بيروني عميقي را درباره کشفيات اوليه خود داشته باشند...اکثر مردم به سمت اينترنت خواهند رفت تا اطلاعات بيشتر و منابع بيشتري را پيدا کنند...به سراغ چت رومها خواهند رفت...جستجوي عکسها و مطالب پزشکي را خواهند داشت ...وقتي اطلاعات آنها انباشته و تکميل شد آنها بيشتر به طور جدي قبول خواهند کرد که ممکن است يک ترنسکشوال باشند....فراهم بودن اين شرايط آنها را به سمت مرحله بعدي سوق خواهد داد.
-------------------------------------
مرحله پنجم
سردرگمي در هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندريسم
------------------
اکثر افرادي که روزي خود را به عنوان ترنسکشوال يا ترنسجندر خواهند يافت آن واقعه را از مهمترين وقايع زندگي خود ميدانند...اين افراد ممکن است فورا شروع به پذيرفتن اين گزينه يعني ترنسکشوال بودن يا ترنسجندر بودن براي خود نکنند..آنها ممکن است اين نظر را به عنوان يک معيار گرانبها حفظ کنند ...معياري که از زماني به زمان ديگر از آن دور شوند و به طرفش برگردند تا وقتي که آماده شروع براي رسيدگي به ارتباط اين امر با زندگيشان فراهم شود...با گذشت زمان ايده ترنسکشواليسم يا ترنسجندريسم اهميت بيشتري پيدا ميکند و آنها شروع به تعجب ميکنند که آيايک ترنسکشوال يا ترنسجندر هستند؟! بنابراين وارد يک مرحله سردرگمي در هويت ميشوند...
به منظور کمک به اين سردرگمي که ايجاد شده و سوالاتي که زاييده اين سردرگمي است افراد در پي جستجوي بيشتر اطلاعات در اين باره خواهند بود که واقعا ترنسکشواليسم و ترنسجندريسم چيست ...بنابراين در صدد برخواهند آمد تا تحقيات دروني و بيروني عميقي را درباره کشفيات اوليه خود داشته باشند...اکثر مردم به سمت اينترنت خواهند رفت تا اطلاعات بيشتر و منابع بيشتري را پيدا کنند...به سراغ چت رومها خواهند رفت...جستجوي عکسها و مطالب پزشکي را خواهند داشت ...وقتي اطلاعات آنها انباشته و تکميل شد آنها بيشتر به طور جدي قبول خواهند کرد که ممکن است يک ترنسکشوال باشند....فراهم بودن اين شرايط آنها را به سمت مرحله بعدي سوق خواهد داد.
*****
مرحله ششم
مقايسه هاي هويتي درباره ترنسکشواليسم يا ترنسجندريسم
-------------------
زماني که افراد شروع کرده اند براي پذيرفتن اين امر که ممکن است ترنسکشوال يا ترنسجندر باشند مرحله بعد اين است که تلاش کنند به يک نتيجه مشخص تري برسند...در اين مرحله تمرکز بر روي مقايسه فرد بين موقعيت خود و افراد ترنسکشوال يا ترنسجندر ديگر و يا مقايسه بين موقعيت خود و افراد همجنس و يا جنسي که تمايل به داشتن آن هستند است... هدف از اين مقايسه ها اين است که فرد دريابد کدام مقايسه شباهت بيشتري را برايش فراهم ميکند ....در خلال اين مرحله افرادي که روزي به عنوان يک ترنسکشوال اف تو ام (يا زن به مرد) يا يک ترنسجندر شناخته شده اند بيشتر درخواهند يافت که مشترکات زيادي با مردان معمولي و ترنسکشوالهاي اف تو ام دارند تا با زنان...در همين حال کساني که به اين مرحله ميرسند تلاشهاي خود را براي شناخت و انطباق خود با زنان رها ميکنند بنابراين شروع به شناخت و ساخت هويت خود به عنوان يک زن مردنما ميکنند و گاهي حتا به عنوان يک همجنسگراي مردمآب......وقتي آنها چنين مقايساتي را انجام ميدهند تمام تمرکز خود را بر روي راههايي ميکنند که متفاوت است با افرادي که زماني افراد مرجع آنها به حساب مي آمدند...بيشتر و بيشتر درميابند که دغدغه هاي زنان آيينه نيازهاي آنها نيست در صورتي که دلمشغوليهاي مردان نيازهاي آنان است...وقتي آنان نتايج اين مقايسات را ميسنجند بيشتر و بيشتر در ميابند که با خصوصات آنها و خواسته هايشان تناسب زيادي دارد..زماني که آنها شروع به شناخت خود به عنوان يک ترنسکشوال يا ترنسجندر احتمالي ميکنند همزمان شروع به رها کردن هويت زنانه خود ميکنند....اين فرآيند به نقل از ترنسکشوالي 34 ساله بدين شرح است:
مقايسه هاي هويتي درباره ترنسکشواليسم يا ترنسجندريسم
-------------------
زماني که افراد شروع کرده اند براي پذيرفتن اين امر که ممکن است ترنسکشوال يا ترنسجندر باشند مرحله بعد اين است که تلاش کنند به يک نتيجه مشخص تري برسند...در اين مرحله تمرکز بر روي مقايسه فرد بين موقعيت خود و افراد ترنسکشوال يا ترنسجندر ديگر و يا مقايسه بين موقعيت خود و افراد همجنس و يا جنسي که تمايل به داشتن آن هستند است... هدف از اين مقايسه ها اين است که فرد دريابد کدام مقايسه شباهت بيشتري را برايش فراهم ميکند ....در خلال اين مرحله افرادي که روزي به عنوان يک ترنسکشوال اف تو ام (يا زن به مرد) يا يک ترنسجندر شناخته شده اند بيشتر درخواهند يافت که مشترکات زيادي با مردان معمولي و ترنسکشوالهاي اف تو ام دارند تا با زنان...در همين حال کساني که به اين مرحله ميرسند تلاشهاي خود را براي شناخت و انطباق خود با زنان رها ميکنند بنابراين شروع به شناخت و ساخت هويت خود به عنوان يک زن مردنما ميکنند و گاهي حتا به عنوان يک همجنسگراي مردمآب......وقتي آنها چنين مقايساتي را انجام ميدهند تمام تمرکز خود را بر روي راههايي ميکنند که متفاوت است با افرادي که زماني افراد مرجع آنها به حساب مي آمدند...بيشتر و بيشتر درميابند که دغدغه هاي زنان آيينه نيازهاي آنها نيست در صورتي که دلمشغوليهاي مردان نيازهاي آنان است...وقتي آنان نتايج اين مقايسات را ميسنجند بيشتر و بيشتر در ميابند که با خصوصات آنها و خواسته هايشان تناسب زيادي دارد..زماني که آنها شروع به شناخت خود به عنوان يک ترنسکشوال يا ترنسجندر احتمالي ميکنند همزمان شروع به رها کردن هويت زنانه خود ميکنند....اين فرآيند به نقل از ترنسکشوالي 34 ساله بدين شرح است:
"من خودم را محکم به اجتماع لزبين ها چسباندم...بنابراين مجبور بودم بر روي جنبه هاي مشخصي از خودم پافشاري کنم...من فکر ميکردم که مرد هستم اما به اين دليل که تنها مکاني که براي خود ميديدم انجمن همجنسگراها بود مجبور بودم و خود را غيرصادق ميديدم چرا که مجبور بودم وانمود کنم يک زن هستم درصورتي که نبودم...و گاهي اوقات با اين مساله روبرو ميشدم که به من گفته ميشد تو متفاوتي ..تو يک لزبين مردنما نيستي تو به نظر نمياد يک لزبين باشي "
ترنسکشوالهاي ام تو اف(مرد به زن) نيز بسيار شبيه به فرآيند گفته شده در اين مرحله هستند.....گرچه در آنها بعضي تفاوتهاي قابل ذکر است....کساني که به سمت شناخت خود به عنوان ترسکشوال يا ترنسجندر مي آيند براي مقايسه هويتي خود از دو راه کاملا متفاوت وارد ميشوند...در يک راه خيلي از ترنسهاي ام تو اف شبيه ترنسهاي اف تو ام هستند ...زماني که به اين مرحله ميرسند مدتي را به عنوان مرداني زن نما زندگي ميکنند....به مقدار زياد از هويت مردانگي خود دور ميشوند و خيلي واضح و آشکارا به صورت مردي زن نما اعلام وجود ميکنند..وقتي آنها خود را با زنان معمولي و يا ترنسشکوال هاي ام تو اف مقايسه ميکنند شباهت تجانس بيشتري احساس ميکنند تا با مردان معمولي.....دسته اي ديگر از مردهايي که به اين مرحله ميرسند وضعيتي ديگر دارند...يک اقليت قابل ملاحظه اي از مردها به اين مرحله بعد از سالها بدون نشان در اجتماع زندگي کردن وارد ميشوند..اين گروه شخصيت زنانه خود را در خفا اما به صورت کامل با نام زنانه پوشش زنانه آرايش مدل موي زنانه و زيورآلات به نمايش ميگذارند و ممکن است در شرايطي وارد اجتماع نيز بشوند....اين مرداني که در خفا مبادرت به مبدل پوشي ميکنند هويت ترنسجندري را براي خود بر ميگزينند ....بنابراين مقايسه هويتي آنها بين تجربيات خود و زنان عادي و ترنسهاي ام تو اف يا ترنسجندرها خواهد بود ....برخي ممکن است احساس رضايت کنند از هويت ترنسجندري خود....اما باقي ممکن است احساس کنند که برايشان کافي نيست و به سمت مرحله بعدي از اکتشافات خود پيش بروند
------------------------------------------------
مرحله هفتم
تحمل هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري
--------------------
براي برخي از مردم مرحله مقايسه هويتي و تحمل هويت بسيار کوتاه و نزديک به هم است..براي آنها باور امکان ترنسکشوال يا ترنسجندر بودن به حدي قوي است که قادر خواهند بود به سرعت به سمت تحمل و يا حتا قبول هويت پيش بروند...براي اکثر افراد اما اين دريافت چنين هويتي مستلزم طي شدن مسيري تدريجيست...پس از يادگيري ترنسکشواليسم يا ترنسجندريسم و رد شدن از مرحله سردرگمي و مقايسه هويتي اکثر افراد به اين نتيجه ميرسند که هويتي ترسکشوالي يا ترنسجندري بهترين تعريفيست که ميتواند گوياي حال آنها باشد...اين مابين مرحله "من واقعا ترنسکشوال هستم" و يا "من واقعا ترنسجندر هستم" است...در خلال اين مرحله و مرحله بعد افراد بيشتر از هويتي که با آن به دنيا آمده اند دور خواهند شد... و در چنين مرحله اي آنها بيشتر قادر خواهند بود که به ديگران و به خود بگويند که در معرض يک تغيير در هويت فردي و جنسي خود قرار دارند....در اين مرحله است که هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري شروع به برجسته شدن ميکند...يک ترنسجندر 49 ساله از اين فرآيند چنين ميگويد:
------------------------------------------------
مرحله هفتم
تحمل هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري
--------------------
براي برخي از مردم مرحله مقايسه هويتي و تحمل هويت بسيار کوتاه و نزديک به هم است..براي آنها باور امکان ترنسکشوال يا ترنسجندر بودن به حدي قوي است که قادر خواهند بود به سرعت به سمت تحمل و يا حتا قبول هويت پيش بروند...براي اکثر افراد اما اين دريافت چنين هويتي مستلزم طي شدن مسيري تدريجيست...پس از يادگيري ترنسکشواليسم يا ترنسجندريسم و رد شدن از مرحله سردرگمي و مقايسه هويتي اکثر افراد به اين نتيجه ميرسند که هويتي ترسکشوالي يا ترنسجندري بهترين تعريفيست که ميتواند گوياي حال آنها باشد...اين مابين مرحله "من واقعا ترنسکشوال هستم" و يا "من واقعا ترنسجندر هستم" است...در خلال اين مرحله و مرحله بعد افراد بيشتر از هويتي که با آن به دنيا آمده اند دور خواهند شد... و در چنين مرحله اي آنها بيشتر قادر خواهند بود که به ديگران و به خود بگويند که در معرض يک تغيير در هويت فردي و جنسي خود قرار دارند....در اين مرحله است که هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري شروع به برجسته شدن ميکند...يک ترنسجندر 49 ساله از اين فرآيند چنين ميگويد:
" من احساس ميکردم به اندازه کافي مرموز و خارق العاده هستم...به نظر بيرحمانه مياد...اما بايد اعتراف کنيم که يک چيزي اين وسط عجيب و غريب هست..ميدوني؟ همه اين مردها با ريش رژ لب استفاده ميکنند و موهاي بلند دارند... من غصه و آسيبهاي زيادي رو شاهد بودم و احساس ميکردم همه عمرم رو همينطور بايد عجيب و غريب بمونم ...آنها مردم خوبي هستن اما آيا اين بايد وضع زندگي من تا هميشه باشه؟ آيا من دوستانم رو از دست خواهم داد و تمام عمرم رو بايد همينطور عجيب بمونم؟اينها تنها موضوعات ابتدايي بودن .... من تلاش کردم اين افراد رو بشناسم و اونها رو انسانهايي واقعي ديدم و ميدونستم که نميخوام به اين راه برم و اين براي من چشم اندازي بسيار اسفناک بود...چون ميديدم چقدر آسيب ديده هستن..من ابتدا تمام نکات منفي اين مساله رو ديدم و بعد بيشتر ذهنم رو کنترل کردم و در خانه نشستم و دوباره بعد از مدتي شروع به تعادل احساساتم کردم"
------------------------------------------------------
مرحله هشتم
تاخير قبل از پذيرفتن هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري
----------------------
خيلي از افرادي که در راه قبول خود به عنوان ترنسکشوال يا ترنسجندر هستند وارد دوره اي تاخير ميشوند تا بتوانند اطلاعات کافي درباره خود و ترنسکشواليسم و ترنسجندريسم دريافت کنند تا مطمئن شوند که آنها جز اين گروه هستند و راه حل مناسبي را پيدا کرده اند ...در مدت اين مرحله تاخير افراد درگير تکنيکها و تستهايي خواهند شد که ببينند آيا ميتوانند هويتي را بپذيرند که ميخواهند به آن وارد بشوند....افراد براي هويتي که آنها را به سمت آسايش رهنمون ميکند تحقيق ميکنند..در اين مرحله آنها نياز به کسي خواهند داشت که کاملا با خودشان متفاوت باشد و به مانند يک متخصص بي تعصب مشاهده و عمل کند ...کسي که ببيند احساسات آنها به اندازه کافي معتبر است يا نه....آنها همينطور کساني را نياز خواهند داشت که شباهت زيادي با خودشان داشته باشد ..کساني که آيينه تمام نماي فرد باشد و به او بگويد :بله تو از ما هستي! .... احساسات صميمانه و يا ارتباطات جنسي يکي از اصلي ترين عرصه هاي چنين تستهايي هستند...تجربه اين احساس صميمانه و عاشقانه و يا شريک جنسي فرد قادر خواهند بود که اعتبار و تاييدي بر هويت جديد او باشند و همينطور راهي براي مردود کردن هويت قبلي فرد...بدين ترتيب افراد قادر خواهند بود که به طور کامل هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري را براي خود اتخاذ کنند.... ترنسهايي با بدن زنانه که در حال انجام چنين تستهايي براي خود هستند اغلب اوقات گواهي هاي باارزشي از آغاز هويت ترنسکشوالي و ترنسجندري خود را خواهند يافت زماني که شريک عشقي و جنسي آنها تاريخچه اي از جذب شدنهايشان به طرف يک مرد را دارند.... در مقايسه ترنسهايي که بدني مردانه دارند نيز ممکن است چنين اکتشافاتي را دنبال کنند اما معمولا کمتر قادر خواهند بود تا گواهي هاي مورد نظر خود را در ارتباط هاي عاشقانه و جنسي با مردان ديگر و يا حتا زنان ديگر بيابند و مجبورند به ارتباطات زودگذر و يا سطحي اکتفا کنند ...ارتباطاتي نظير لاس زدن و ارتباطات جنسي تصادفي براي گرفتن تاييديه...زماني که افراد صميمي و خودماني نتوانند چنين گواهي براي آنها فراهم کنند ترنسها ممکن است بيشتر در مرحله تاخير در پذيرش هويت درنگ داشته باشند...شايد به صورت دائمي برچسبهاي تشريحي ديگري را براي خود برگزينند مانند "عجيب و غريب" يا "خل و چل و غيرعادي" ....و به طور عکس زماني که يک ارتباط پيش بيني شده به خوبي پيش نميرود و کار نميکند افراد ممکن است آن را دليلي بر شکست و درماندگي در هويت اوليه خود بدانند و از هويت اصلي و اوليه خود بيشتر رويگردان شوند....آنها ممکن است ناتواني خود را در برقراري يک رابطه احساس کرده ..تاييديه اي را که ميخواهند دريافت نکنند در نتيجه روابط خود را به دور انداخته و مصمم تر شوند تا به سمت هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري خود حرکت کنند....يک ترنسکشوال 31 ساله چنين ميگويد:
------------------------------------------------------
مرحله هشتم
تاخير قبل از پذيرفتن هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري
----------------------
خيلي از افرادي که در راه قبول خود به عنوان ترنسکشوال يا ترنسجندر هستند وارد دوره اي تاخير ميشوند تا بتوانند اطلاعات کافي درباره خود و ترنسکشواليسم و ترنسجندريسم دريافت کنند تا مطمئن شوند که آنها جز اين گروه هستند و راه حل مناسبي را پيدا کرده اند ...در مدت اين مرحله تاخير افراد درگير تکنيکها و تستهايي خواهند شد که ببينند آيا ميتوانند هويتي را بپذيرند که ميخواهند به آن وارد بشوند....افراد براي هويتي که آنها را به سمت آسايش رهنمون ميکند تحقيق ميکنند..در اين مرحله آنها نياز به کسي خواهند داشت که کاملا با خودشان متفاوت باشد و به مانند يک متخصص بي تعصب مشاهده و عمل کند ...کسي که ببيند احساسات آنها به اندازه کافي معتبر است يا نه....آنها همينطور کساني را نياز خواهند داشت که شباهت زيادي با خودشان داشته باشد ..کساني که آيينه تمام نماي فرد باشد و به او بگويد :بله تو از ما هستي! .... احساسات صميمانه و يا ارتباطات جنسي يکي از اصلي ترين عرصه هاي چنين تستهايي هستند...تجربه اين احساس صميمانه و عاشقانه و يا شريک جنسي فرد قادر خواهند بود که اعتبار و تاييدي بر هويت جديد او باشند و همينطور راهي براي مردود کردن هويت قبلي فرد...بدين ترتيب افراد قادر خواهند بود که به طور کامل هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري را براي خود اتخاذ کنند.... ترنسهايي با بدن زنانه که در حال انجام چنين تستهايي براي خود هستند اغلب اوقات گواهي هاي باارزشي از آغاز هويت ترنسکشوالي و ترنسجندري خود را خواهند يافت زماني که شريک عشقي و جنسي آنها تاريخچه اي از جذب شدنهايشان به طرف يک مرد را دارند.... در مقايسه ترنسهايي که بدني مردانه دارند نيز ممکن است چنين اکتشافاتي را دنبال کنند اما معمولا کمتر قادر خواهند بود تا گواهي هاي مورد نظر خود را در ارتباط هاي عاشقانه و جنسي با مردان ديگر و يا حتا زنان ديگر بيابند و مجبورند به ارتباطات زودگذر و يا سطحي اکتفا کنند ...ارتباطاتي نظير لاس زدن و ارتباطات جنسي تصادفي براي گرفتن تاييديه...زماني که افراد صميمي و خودماني نتوانند چنين گواهي براي آنها فراهم کنند ترنسها ممکن است بيشتر در مرحله تاخير در پذيرش هويت درنگ داشته باشند...شايد به صورت دائمي برچسبهاي تشريحي ديگري را براي خود برگزينند مانند "عجيب و غريب" يا "خل و چل و غيرعادي" ....و به طور عکس زماني که يک ارتباط پيش بيني شده به خوبي پيش نميرود و کار نميکند افراد ممکن است آن را دليلي بر شکست و درماندگي در هويت اوليه خود بدانند و از هويت اصلي و اوليه خود بيشتر رويگردان شوند....آنها ممکن است ناتواني خود را در برقراري يک رابطه احساس کرده ..تاييديه اي را که ميخواهند دريافت نکنند در نتيجه روابط خود را به دور انداخته و مصمم تر شوند تا به سمت هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري خود حرکت کنند....يک ترنسکشوال 31 ساله چنين ميگويد:
" بودن با زنان بازخوردي براي من به همراه داشت...عشقي که من دريافت کردم در نتيجه ارتباط جنسي با يک زن بود و براي من يک ارتباط جنسي پرکشمکش بود به اين دليل که من احساس جنسي متفاوتي داشتم...احساس عشقي که در وجود من بود احساس عشقي يک زن نسبت به زن نبود...من احساس ميکردم يک مرد هستم ...اين يک محرک کاملا متفاوت بود و همينطور به اين بستگي داشت که شما با يک لزبين ارتباط عشقي برقرار ميکنيد يا با يک زن هتروسکشوال(زني که تمايل به مردها دارد) ...اکثر کساني که عاشق من بودند هتروسکشوال بودند .... و توضيح اين تفاوتهاي احساسي براي من مشکل است چرا که محرک من کاملا بسته به درجه احساس من دارد چرا که دستاوردهاي متفاوتي از ارتباط يک زن با مردش در مقابل ارتباط يک زن با زن ديگر وجود دارد...و تفاوت قدرت اين دو کاملا با هم متفاوت است! "
افراد در اين مرحله همچنين به سمت ترنسکشوالها و ترنسجندرهاي ديگر براي گرفتن تاييديه گرايش دارند.. و آن عده که شانس اين را دارند که در گروههاي حمايت کننده در اينترنت يا اجتماع با ترنسکشوالها و ترنسجندرهاي ديگر ارتباط برقرار کنند ميتوانند از اين بابت به خودشان کمک کنند تا احساسات و تجربياتشان را با ديگر افراد مقايسه کنند...وقتي در آيينه ديگران تصويري از خود را ديدند ميتوانند نتايج بهتري را درباره هويت خود بگيرند...با توجه به دسترسي وسيع به بيوگرافي ها ويدئو هاي تصويري فايلهاي صوتي و غيره قادر خواهند بود تصميم بگيرند که آيا واقعا ترنسکشوال يا ترنسجندر هستند يا نه....به عنوان مثال يک ترنس 45 ساله چنين ميگويد:
"من دوازده ساله بودم هنگامي که يک داستان را درباره يک ترنسکشوال ديدم و در اين باره داستاني خواندم ...عکسها را ديدم و متوجه شدم که آن زن و من تشابهات زيادي با هم داريم و ديدم ميتوانم کارهاي زيادي براي خود انجام دهم چزا که ديگراني مانند من نيز هستند و منابعي وجود دارند که ميتوانم در سنين مختلف آنها را دنبال کنم...هجده يا نوزده ساله بودم زماني که شروع به بررسي اين موضوع کردم که من چه کارهايي را ميتوانم براي خود انجام دهم و براي خود مقداري کتاب خريدم و خواندم و کارهايي از اين قبيل و باعث شد من درک بيشتري از مشکلم داشته باشم...تصوير هايي که ديدم از نزديک بودند و بسيار وحشتناک ....با خود گفتم اين هم يک انتخاب ترسناک است ! آيا من بايد انقدر عجيب و غريب بمانم يا براي خود کاري انجام دهم!؟ "
مرحله تاخير کاربرد ديگري براي خيلي از ترنسهاي ام تو اف(مرد به زن) دارد ...خيلي از مردهايي که مبدل پوشي دارند به اين سوال ميرسند که آيا ترنسکشوال هستند و همينطور به سمت مراحل سردرگمي هويتي مقايسه هويتي و تحمل هويت پيش ميروند...در هر کدام از اين مراحل بعضي مردها در دريايي از احساس شرم و ترس نسبت به اجتماع و احساسات رواني خود مستغرق ميشوند...به طور مقطعي اين احساسات در بخشهايي از انزواهاي اساسي و بنيادي ابراز خواهند شد..در طول اين مدت انزوا استفاده از پوشش زنانه از زندگيشان بيرون خواهد رفت...بسياري از مرداني که مبدل پوش هستند و پا به مرحله قبول ترنسکشوالي نميگذارند بيشتر از اين الگو پيروي ميکنند تا از الگوي افراد ترنسکشوال....و اين غير معمول نيست که فردي در طول زندگي خود براي مدتي اين الگوي پاکسازي از پوشش زنانه را اجرا کرده و دوباره به سمت مبدل پوشي بازگردد !
----------------------------------------------------
مرحله نهم
قبول هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري
------------------------
قبول کامل يک نفر به عنوان ترنسکشوال يا ترنسجندر نشانه يک شروع ديگر است.....زماني افراد به اين مرحله دست ميابند که اطلاعات کافي را جمع آوري کرده باشند و روي اضطراب خود بسيار کار کرده باشند تا حدي که به ديگران و خودشان بگويند :"بله من يک ترنسکشوال هستم" يا " من يک ترنسجندر هستم".....براي بعضي افراد اين مرحله بسيار سريع مي آيد يعني تقريبا زماني که ترنسکشواليسم و ترنسجندريسم را در ميابند...براي باقي افراد راه براي رسيدن به اين مرحله ميتواند خيلي سختتر و طولاني تر باشد....براي همه معناي قبول اين هويت عظيم است ! ....براي بعضي افراد چيزي نيست جز باوري شگرف در آخرين سطوح از دانايي به اينکه او کيست و چه کارهايي احتياج دارد در اين باره انجام دهد....براي اکثر مردم اما قبول چنين هويتي واقعه اي بسيار پيچيده و مبارک است....عموما زماني که افراد به اين مرحله ميرسند زندگاني پيچيده اي دارند شامل التزامات متعددي که براي يک هويت جديد متصور شده اند ....منظره تشکيل دوباره خانواده شان شغل ..عشق ..دوستي و ارتباطات معمولي....تمام کساني که به اين مرحله ميرسند مواجه ميشوند با اين وظيفه که آيا اين فرآيند دگرگوني را خود بايد انجام دهند و اگر بله چگونه !
--------------------------------------------
مرحله دهم
تاخير قبل از عمل تغيير جنسيت
------------------------
تا رسيدن به تصميمي که کسي را ترنسکشوال يا ترنسجندر بنامند تنها يک پله وجود دارد ....هر کسي که به اين مرحله از شناخت ميرسد فورا تصميم به اتخاذ يک راهکار براي اين امر نميکند ...و نه هر ترنسکشوال يا ترنسجندري مبادرت به تغيير جسمي يا اجتماعي خود ميکند...به دلايل گوناگون نظير سلامت...خانواده و يا مسائل مالي بعضي از افراد تصميم ميگيرند و تصور ميکنند که شرايط آنها تضميني براي تغيير جنسيت آنها نخواهد داشت و يا آنکه آنها تنها بخشي از اختيارات اين چنين تغييري را دارا خواهند شد....براي آن دسته اي که تصميم به انجام چنين تغييري ميگيرند معمولا تجربه يک دوره تاخير ديگر را خواهند داشت چرا که مراحل عملي زيادي هستند که بايد انجام بشوند...عده کمي از افراد در اين مرحله دقيقا ميدانند که تغيير شامل چه مراحليست و چگونه بايد درباره آن عمل کنند...آنها ممکن است اطلاعات عمومي داشته باشند دراين باره که ديگران چگونه اين عمل را انجام داده اند اما آنها "بايد" زماني وقت بگذارند تا دريابند جزئيات دقيقي که براي موقعيت خود بايد انجام دهند چه چيزهايي هستند....اکثر مردم "بايد" تعداد عظيمي از مقدمات عملي و شخصي را فراهم کنند....خانواده..دوستان..کارمندان..همکاران و غيره ممکن است نياز به آماده شدن داشته باشند...پولي بايد ذخيره شود و مقدمات توسط مشاوران و پرسنل هاي پزشکي فراهم شوند...آمادگي جسمي بايد فراهم شود و افرادي که در اين مرحله از حمايت قوي برخوردارند ميتوانند به سرعت از اين پله عبور کنند و کساني که خانواده و بچه دارند و مشکلات ديگر ممکن است تا سالها در اين مرحله بمانند....ترنسکشوالي 44 ساله چنين ميگويد:
" من بيکار هستم و بسيار وحشتزده ...من همه چيزم رو گرو گذاشتم ...چگونه ميتوانم اين کار را انجام دهم؟ من نميخواهم در يک گروه و در جمع کار کنم ...من نميتونم فشار رو تحمل کنم...من حتا سعي هم نخواهم کرد ميدونم... به خودم گفتم نه من نميتونم اين کار رو انجام بدم بهتره فراموشش کنم...هيچ آينده اي براي من وجود ندارد ...فقط سن من داره بيشتر ميشه و عجيب تر از نظر ظاهري ميشم...هيچکس نميخواد عجيب و غريب باشه اما معني نداره بخواي خودتو نگران عمل جراحي کني چون به هر حال نميتوني اين کاررو انجام بدي بخاطر مشکلات مالي يا هر مشکل ديگه اي!"
----------------------------------------------------
مرحله نهم
قبول هويت ترنسکشوالي يا ترنسجندري
------------------------
قبول کامل يک نفر به عنوان ترنسکشوال يا ترنسجندر نشانه يک شروع ديگر است.....زماني افراد به اين مرحله دست ميابند که اطلاعات کافي را جمع آوري کرده باشند و روي اضطراب خود بسيار کار کرده باشند تا حدي که به ديگران و خودشان بگويند :"بله من يک ترنسکشوال هستم" يا " من يک ترنسجندر هستم".....براي بعضي افراد اين مرحله بسيار سريع مي آيد يعني تقريبا زماني که ترنسکشواليسم و ترنسجندريسم را در ميابند...براي باقي افراد راه براي رسيدن به اين مرحله ميتواند خيلي سختتر و طولاني تر باشد....براي همه معناي قبول اين هويت عظيم است ! ....براي بعضي افراد چيزي نيست جز باوري شگرف در آخرين سطوح از دانايي به اينکه او کيست و چه کارهايي احتياج دارد در اين باره انجام دهد....براي اکثر مردم اما قبول چنين هويتي واقعه اي بسيار پيچيده و مبارک است....عموما زماني که افراد به اين مرحله ميرسند زندگاني پيچيده اي دارند شامل التزامات متعددي که براي يک هويت جديد متصور شده اند ....منظره تشکيل دوباره خانواده شان شغل ..عشق ..دوستي و ارتباطات معمولي....تمام کساني که به اين مرحله ميرسند مواجه ميشوند با اين وظيفه که آيا اين فرآيند دگرگوني را خود بايد انجام دهند و اگر بله چگونه !
--------------------------------------------
مرحله دهم
تاخير قبل از عمل تغيير جنسيت
------------------------
تا رسيدن به تصميمي که کسي را ترنسکشوال يا ترنسجندر بنامند تنها يک پله وجود دارد ....هر کسي که به اين مرحله از شناخت ميرسد فورا تصميم به اتخاذ يک راهکار براي اين امر نميکند ...و نه هر ترنسکشوال يا ترنسجندري مبادرت به تغيير جسمي يا اجتماعي خود ميکند...به دلايل گوناگون نظير سلامت...خانواده و يا مسائل مالي بعضي از افراد تصميم ميگيرند و تصور ميکنند که شرايط آنها تضميني براي تغيير جنسيت آنها نخواهد داشت و يا آنکه آنها تنها بخشي از اختيارات اين چنين تغييري را دارا خواهند شد....براي آن دسته اي که تصميم به انجام چنين تغييري ميگيرند معمولا تجربه يک دوره تاخير ديگر را خواهند داشت چرا که مراحل عملي زيادي هستند که بايد انجام بشوند...عده کمي از افراد در اين مرحله دقيقا ميدانند که تغيير شامل چه مراحليست و چگونه بايد درباره آن عمل کنند...آنها ممکن است اطلاعات عمومي داشته باشند دراين باره که ديگران چگونه اين عمل را انجام داده اند اما آنها "بايد" زماني وقت بگذارند تا دريابند جزئيات دقيقي که براي موقعيت خود بايد انجام دهند چه چيزهايي هستند....اکثر مردم "بايد" تعداد عظيمي از مقدمات عملي و شخصي را فراهم کنند....خانواده..دوستان..کارمندان..همکاران و غيره ممکن است نياز به آماده شدن داشته باشند...پولي بايد ذخيره شود و مقدمات توسط مشاوران و پرسنل هاي پزشکي فراهم شوند...آمادگي جسمي بايد فراهم شود و افرادي که در اين مرحله از حمايت قوي برخوردارند ميتوانند به سرعت از اين پله عبور کنند و کساني که خانواده و بچه دارند و مشکلات ديگر ممکن است تا سالها در اين مرحله بمانند....ترنسکشوالي 44 ساله چنين ميگويد:
" من بيکار هستم و بسيار وحشتزده ...من همه چيزم رو گرو گذاشتم ...چگونه ميتوانم اين کار را انجام دهم؟ من نميخواهم در يک گروه و در جمع کار کنم ...من نميتونم فشار رو تحمل کنم...من حتا سعي هم نخواهم کرد ميدونم... به خودم گفتم نه من نميتونم اين کار رو انجام بدم بهتره فراموشش کنم...هيچ آينده اي براي من وجود ندارد ...فقط سن من داره بيشتر ميشه و عجيب تر از نظر ظاهري ميشم...هيچکس نميخواد عجيب و غريب باشه اما معني نداره بخواي خودتو نگران عمل جراحي کني چون به هر حال نميتوني اين کاررو انجام بدي بخاطر مشکلات مالي يا هر مشکل ديگه اي!"
در طول مدت اين تاخير افراد ترنسکشوال يا ترنسجندر بيشتر به سمت واگذاري هويت اوليه خود پيشروي ميکنند که ميتواند به نوبه خود يک تلاش خاص باشد...در اين نقطه افراد به اين سمت ميروند که خود را به عنوان يک ترنسکشوال يا ترنسجندر قبول کنند در حالي که کساني که در اطراف آنها شاهد هستند چيزي محسوس از تغييرات دريافت نکنند...گرچه افراد در اين مرحله خيلي قويتر و محکمتر شناخته خواهند شد و به سمت اجتماعي شدن هر چه بيشتر قدم بر ميدارند.... آنها شروع ميکنند تا راههاي جديدي را براي زندگي در اين دنيا بيابند و قادر خواهند بود مقداري از اين راهها و تجربيات را در زمان قبل از عمل تغيير براي خود به کار ببندند ...اما ارتباط چيزي که افراد براي خود پيش بيني ميکنند و چيزي که ميتوانند انجام دهند بسيار کم است.....در اين مرحله ترنسکشوالهاي اف تو ام(زن به مرد)نتايج متفاوتي نسبت به ترنسهاي ام تو اف(مرد به زن) دريافت ميکنند....بالغ بر صد سال گذشته تلاشهاي فمينيستها دربهاي بيشتري را براي حضور انواع زنان بروي آنها گشوده تا براي مردان در اجتماع ....به عنوان نتيجه اجتماع درجه تحمل بيشتري براي پوشش مردانه براي زنان را از خود نشان داده...خيلي از ترنسها با بدن زنانه بنابراين قادر شده اند تا خود را هماهنگ کنند با ظاهري که پس از عمل جراحي براي خود اتخاذ خواهند کرد....افرادي با بدن مردانه اما فضايي در اجتماع نداشته اند تا به طور آزاد زنانگي خود را تمرين کنند و چنين آمادگي را براي بعد از عمل خود نميتوانند فراهم کنند...به همين دليل کشمکشها و مبارزات زيادي براي ترنسهاي ام تو اف رقم خواهد خورد.
*******
مرحله يازدهم
عمل تغيير جنسيت
------------------------
تصميم گرفته شده براي انجام عمل ... فراگيري اعمالي که بايد انجام شود ... مطلع کردن کساني که لازم است اين مساله را بدانند و غيره آغاز مرحله تغيير جنسيت است...اين مرحله ممکن است شامل تغيير حضور اجتماعي فرد...روان درماني ..هورمون درماني و انواع مختلفي از عمل ها باشد....بعضي افراد به زودي احساس خواهند کرد که بايد عمل تغيير جنسيت را به محض آمادگي رواني انجام دهند ...باقي افراد در ميابند که عمل جراحي را تنها زماني که روان درماني را آغاز کردند و يا تغييرات محسوسي را از حضورشان در اجتماع نظاره گر بودند بايد انجام دهند....افراد مختلف عملکردهاي مختلفي براي رويارويي با عمل تغيير جنسيت را خواهند داشت...بعضي حداقل را برخواهند گزيد که البته تاثيري در نگاه ديگران نسبت به آنها خواهد داشت...باقي درخواست هر تغيير ممکني را خواهند داشت...بعضي از آنها زماني ميپندارند ديگر نيازي به تغيير ندارند که از طرف ديگران پذيرشي را که ميخواهند دريافت کنند و هويتي را که نياز به آن داشته اند به دست بياورند...بعضي ديگر ميپندارند که هنوز در حال تغيير هستند تا زماني که هورمون درماني و يا تمام عملهاي تغيير جنسيت را انجام دهند...کلا بدين معناست که طبقه تغيير در بعضي افراد ميتواند بسيار کوتاه باشد به اندازه اي که موقعيت آنها در اجتماع تغيير کند و براي افرادي ديگر اين تغيير نيازمند تمام مراحل هورمون درماني و جراحي هاي لازم است.... مرحله تغيير ميتواند هم نشاط بخش باشد و هم مستلزم تلاش....در خلال اين مرحله افراد ميتوانند مدتهاي طولاني را در اجتماع باشند و نقش جديد را تمرين کنند بي آنکه هويت اصلي براي ديگران و خودشان مشخص باشد...از طرفي نشناختن اينکه او کيست يعني شناخته نخواهد شد که او کيست(فکر کنم يعني کسي که خود را نشناسد از طرف ديگران نيز شناخته نخواهد شد) بدين ترتيب ميتواند کاملا نامعين و دشوار باشد...اما باز از طرفي در نگاه روزانه نسبت به کسي که از زندگي سابق خود که پر از اضطراب بوده خارج شده و به يک زندگي که نيازهاي او را تامين ميکند وارد شده ميتواند منبع عالي براي اعجاب و شادماني باشد....تغيير همچنين ميتواند به اين معنا باشد که قسمتي از يک زندگي را به کناري بياندازد..اين حرکت و کوچ از يک سري تجربيات که در بردارنده زندگي در قالب يک زن يا يک مرد ميباشد ميتواند به مانند يک مرگ در يک بخش بزرگ زندگي باشد....بنابراين عمل تغيير جنسيت ميتواند غمي با خود به همراه آورد که فرد مدتي بوده و پس از مدتي از بين رفته و ديگر در آن هويت نخواهد بود...ماليخوليايي که به همراه اين بدرود و خداحافظي است ممکن است بسيار براي شناخت سخت و يا غير قابل اعتراف باشد زيرا افراد ممکن است احساس کنند دچار شک براي عمل تغيير جنسيت يا تصميمات ديگرشان شوند......در طول مدت تغيير همه نوع فعاليتهاي تکراري و روزانه مانند خريد از مغازه ..غذا خوردن در رستوران و استفاده از توالت عمومي و ديگر فعاليتها ميتواند بسيار اضطراب زا باشند.. هر تعاملي با افرادي که از وضعيت آنها ناآگاه هستند ميتواند براي افرادي که در حال انجام اين تغييرات هستند ناراحت کننده باشد....گرچه بعضي افراد ممکن است عکس العملهايي از خود نشان دهند که باعث ايجاد احساس ترس و حالت تدافعي و ديگر احساسات مخرب در آنان در اين مرحله شود اما در طول انجام تغييرات آنها همچنين ميتوانند با توجه به تغييرات مثبتي که در خود ميبينند از لحاظ روحي تقويت شوند! ...بعد از زماني طولاني که در زندگي قادر به بيان و نشان دادن خودشان نبودند در ميابند که امورات غلط در رابطه با زندگي آنها تصحيح شده چرا که ميبينند مردم نيز آنها را طوري ميبينند که مدتها خود آنها خودشان را تصور ميکردند و ميشناختند همچنين از مردم تاييديه دريافت ميکنند .......در طول اين مرحله اثر هورمون تستسترون بسيار قابل توجه است ...ترنسهاي اف تو ام فايده هاي زيادي از تستسترون خواهند ديد مثل تغييراتي که در صدا ..تغيير حجم ماهيچه ها...رويش موها و تغيير در موهاي سر روي خواهد داد...اين تاثيرات به اين معناست که ترنسهاي اف تو ام از طرف اجتماع به عنوان مرد شناخته خواهند شد حتا قبل از اينکه عمل جراحي بر روي آنها انجام شود...به اين معناست که کساني که از هورمون تستسترون استفاده ميکنند به سرعت تغييرات حضور در اجتماع برايشان خواهد بود...به همين شکل اما کمتر ميتوان چنين شرايطي را براي ترنسهاي ام تو اف تصوير کرد چرا که تغيير شرايط آنها و از بين بردن مردانگي مردان ميتواند بسيار سخت باشد گرچه بسياري از مردان تنها با هورمون درماني حتا قبل از انجام عمل توانسته اند به عنوان زن در اجتماع زندگي کنند....وقتي نوبت به تغييرات از طريق پروسه عمل جراحي ميرسد معمولا يک احساس رضايت ابتدائي به عنوان نشانه اي از مرحله عمل توسط ترنسهاي ام تو اف مشاهده خواهد شد در حالي که چنين رضايتي در ترنسهاي اف تو ام ديده نميشود چون عمل تغيير جنسيت در ترنسهاي زن به مرد به صورت سِري انجام خواهد شد که طول ساليان دراز ادامه خواهد داشت و رضايتي آني را به دنبال ندارد..
-------------------------------------------------------
مرحله دوازدهم
قبول هويت در حين عمل جراحي
---------------------------------
الزاما احتياجي به پايان عمل جراحي براي شروع قبول هويت خود نيست ... براي خيلي از افراد قبول هويت ترنسکشوالي مصادف و برابر است با قبول خودشان به عنوان عضويت در گروه جنسيتي که خواهان آن هستند حتا اگر اندامشان چنين چيزي را نشان ندهد...خيلي از افراد اما دلايل محکمتري را احتياج دارند تا بپذيرند وارد هويتي جديد شده اند... اولا احساس خودشان به عنوان کسي که جنسيتش را تغيير داده ممکن است حتا به نظر خودشان گول زننده و مصنوعي بيايد...آنها ممکن است احساس کنند که ادعايشان براي عضويت در گروه جديد نااستوار است و به آساني قابل مبارزه است به دليل تغييراتي که فقط اندکي از آن ميگذرد به دليل طبيعت نزديک آنها بعد از عمل بدن و به دليل اين حقيقت که آنان مراحل تغييري را نياز دارند که به ادعاهايي که دارند دست پيدا کنند....با گذشت چند ماه يا چند سال افرادي که در هويت جديد خود زندگي ميکنند درخواهند يافت که براستي زندگي به عنوان يک عضو از جنسيت جديد يعني چه....با گذشت زمان و کسب تجربيات بيشتر احساسشان نسبت به جنسيتي که در آن هستند واقعيت پيدا خواهد کرد و متعادلتر خواهد شد...به علاوه به مرور زمان و يافتن اين موضوع که آنها چه کسي هستند و تاييديه هايي که از اجتماع دريافت ميکنند و خود را در آيينه ديگران ديدند اضطرابي که مدتها با آن دست به گريبان بودند از بين خواهد رفت و به جاي آن با احساس قبولي از طرف خود روبرو خواهند شد...خيلي از مردم درميابند که احساس بي قراري هويتي آنها جايگزين رضايتمندي از هويت جديد شده است.
--------------------------------------------------
مرحله سيزدهم
انسجام
-------------------
کساني که در حال انجام عمل جراحي و تغيير جنسيت هستند معمولا به طور يک پارچه و تمام و کمال وارد اجتماع ميشوند..اين معمولا يک پروسه تدريجيست گرچه براي ترنسهاي اف تو ام بيشتر قابل اجراست تا ترنسهاي ام تو اف....زماني که ترنسکشوالها قادر و راحت تر ميشوند و به عنوان مردان و زناني بي هيچ نشان و عيبي در زندگي شناخته ميشوند حقيقت عمل تغيير جنسيت و ترنسکشوال بودنشان کمتر برايشان قابل توجه خواهد بود به عبارتي آن حقيقت برايشان کمرنگ خواهد شد و با گذر زمان افراد از نظر روحي قوي و محکمتر ميشوند...گرچه هيچکس نميتواند گذشته خود را پاک کرده يا از آن فرار کند ... سرگذشت ما هميشه با ماست حتا بعد از احساس انسجام کامل هميشه فرد بايد توجه کند که چه مقدار و چگونه اطلاعات درباره ترنسکشوال بودن آنها در دسترس ديگران قرار ميگيرد....بنابراين براي اين آينده قابل پيش بيني براي تمام افراد ترنسکشوال با مبارزه اي براي مديريت کردن و پنهان کردن اين رسوايي روبرو خواهند بود.....يک ترنسکشوال 41 ساله از تجربيات خود ميگويد:
عمل تغيير جنسيت
------------------------
تصميم گرفته شده براي انجام عمل ... فراگيري اعمالي که بايد انجام شود ... مطلع کردن کساني که لازم است اين مساله را بدانند و غيره آغاز مرحله تغيير جنسيت است...اين مرحله ممکن است شامل تغيير حضور اجتماعي فرد...روان درماني ..هورمون درماني و انواع مختلفي از عمل ها باشد....بعضي افراد به زودي احساس خواهند کرد که بايد عمل تغيير جنسيت را به محض آمادگي رواني انجام دهند ...باقي افراد در ميابند که عمل جراحي را تنها زماني که روان درماني را آغاز کردند و يا تغييرات محسوسي را از حضورشان در اجتماع نظاره گر بودند بايد انجام دهند....افراد مختلف عملکردهاي مختلفي براي رويارويي با عمل تغيير جنسيت را خواهند داشت...بعضي حداقل را برخواهند گزيد که البته تاثيري در نگاه ديگران نسبت به آنها خواهد داشت...باقي درخواست هر تغيير ممکني را خواهند داشت...بعضي از آنها زماني ميپندارند ديگر نيازي به تغيير ندارند که از طرف ديگران پذيرشي را که ميخواهند دريافت کنند و هويتي را که نياز به آن داشته اند به دست بياورند...بعضي ديگر ميپندارند که هنوز در حال تغيير هستند تا زماني که هورمون درماني و يا تمام عملهاي تغيير جنسيت را انجام دهند...کلا بدين معناست که طبقه تغيير در بعضي افراد ميتواند بسيار کوتاه باشد به اندازه اي که موقعيت آنها در اجتماع تغيير کند و براي افرادي ديگر اين تغيير نيازمند تمام مراحل هورمون درماني و جراحي هاي لازم است.... مرحله تغيير ميتواند هم نشاط بخش باشد و هم مستلزم تلاش....در خلال اين مرحله افراد ميتوانند مدتهاي طولاني را در اجتماع باشند و نقش جديد را تمرين کنند بي آنکه هويت اصلي براي ديگران و خودشان مشخص باشد...از طرفي نشناختن اينکه او کيست يعني شناخته نخواهد شد که او کيست(فکر کنم يعني کسي که خود را نشناسد از طرف ديگران نيز شناخته نخواهد شد) بدين ترتيب ميتواند کاملا نامعين و دشوار باشد...اما باز از طرفي در نگاه روزانه نسبت به کسي که از زندگي سابق خود که پر از اضطراب بوده خارج شده و به يک زندگي که نيازهاي او را تامين ميکند وارد شده ميتواند منبع عالي براي اعجاب و شادماني باشد....تغيير همچنين ميتواند به اين معنا باشد که قسمتي از يک زندگي را به کناري بياندازد..اين حرکت و کوچ از يک سري تجربيات که در بردارنده زندگي در قالب يک زن يا يک مرد ميباشد ميتواند به مانند يک مرگ در يک بخش بزرگ زندگي باشد....بنابراين عمل تغيير جنسيت ميتواند غمي با خود به همراه آورد که فرد مدتي بوده و پس از مدتي از بين رفته و ديگر در آن هويت نخواهد بود...ماليخوليايي که به همراه اين بدرود و خداحافظي است ممکن است بسيار براي شناخت سخت و يا غير قابل اعتراف باشد زيرا افراد ممکن است احساس کنند دچار شک براي عمل تغيير جنسيت يا تصميمات ديگرشان شوند......در طول مدت تغيير همه نوع فعاليتهاي تکراري و روزانه مانند خريد از مغازه ..غذا خوردن در رستوران و استفاده از توالت عمومي و ديگر فعاليتها ميتواند بسيار اضطراب زا باشند.. هر تعاملي با افرادي که از وضعيت آنها ناآگاه هستند ميتواند براي افرادي که در حال انجام اين تغييرات هستند ناراحت کننده باشد....گرچه بعضي افراد ممکن است عکس العملهايي از خود نشان دهند که باعث ايجاد احساس ترس و حالت تدافعي و ديگر احساسات مخرب در آنان در اين مرحله شود اما در طول انجام تغييرات آنها همچنين ميتوانند با توجه به تغييرات مثبتي که در خود ميبينند از لحاظ روحي تقويت شوند! ...بعد از زماني طولاني که در زندگي قادر به بيان و نشان دادن خودشان نبودند در ميابند که امورات غلط در رابطه با زندگي آنها تصحيح شده چرا که ميبينند مردم نيز آنها را طوري ميبينند که مدتها خود آنها خودشان را تصور ميکردند و ميشناختند همچنين از مردم تاييديه دريافت ميکنند .......در طول اين مرحله اثر هورمون تستسترون بسيار قابل توجه است ...ترنسهاي اف تو ام فايده هاي زيادي از تستسترون خواهند ديد مثل تغييراتي که در صدا ..تغيير حجم ماهيچه ها...رويش موها و تغيير در موهاي سر روي خواهد داد...اين تاثيرات به اين معناست که ترنسهاي اف تو ام از طرف اجتماع به عنوان مرد شناخته خواهند شد حتا قبل از اينکه عمل جراحي بر روي آنها انجام شود...به اين معناست که کساني که از هورمون تستسترون استفاده ميکنند به سرعت تغييرات حضور در اجتماع برايشان خواهد بود...به همين شکل اما کمتر ميتوان چنين شرايطي را براي ترنسهاي ام تو اف تصوير کرد چرا که تغيير شرايط آنها و از بين بردن مردانگي مردان ميتواند بسيار سخت باشد گرچه بسياري از مردان تنها با هورمون درماني حتا قبل از انجام عمل توانسته اند به عنوان زن در اجتماع زندگي کنند....وقتي نوبت به تغييرات از طريق پروسه عمل جراحي ميرسد معمولا يک احساس رضايت ابتدائي به عنوان نشانه اي از مرحله عمل توسط ترنسهاي ام تو اف مشاهده خواهد شد در حالي که چنين رضايتي در ترنسهاي اف تو ام ديده نميشود چون عمل تغيير جنسيت در ترنسهاي زن به مرد به صورت سِري انجام خواهد شد که طول ساليان دراز ادامه خواهد داشت و رضايتي آني را به دنبال ندارد..
-------------------------------------------------------
مرحله دوازدهم
قبول هويت در حين عمل جراحي
---------------------------------
الزاما احتياجي به پايان عمل جراحي براي شروع قبول هويت خود نيست ... براي خيلي از افراد قبول هويت ترنسکشوالي مصادف و برابر است با قبول خودشان به عنوان عضويت در گروه جنسيتي که خواهان آن هستند حتا اگر اندامشان چنين چيزي را نشان ندهد...خيلي از افراد اما دلايل محکمتري را احتياج دارند تا بپذيرند وارد هويتي جديد شده اند... اولا احساس خودشان به عنوان کسي که جنسيتش را تغيير داده ممکن است حتا به نظر خودشان گول زننده و مصنوعي بيايد...آنها ممکن است احساس کنند که ادعايشان براي عضويت در گروه جديد نااستوار است و به آساني قابل مبارزه است به دليل تغييراتي که فقط اندکي از آن ميگذرد به دليل طبيعت نزديک آنها بعد از عمل بدن و به دليل اين حقيقت که آنان مراحل تغييري را نياز دارند که به ادعاهايي که دارند دست پيدا کنند....با گذشت چند ماه يا چند سال افرادي که در هويت جديد خود زندگي ميکنند درخواهند يافت که براستي زندگي به عنوان يک عضو از جنسيت جديد يعني چه....با گذشت زمان و کسب تجربيات بيشتر احساسشان نسبت به جنسيتي که در آن هستند واقعيت پيدا خواهد کرد و متعادلتر خواهد شد...به علاوه به مرور زمان و يافتن اين موضوع که آنها چه کسي هستند و تاييديه هايي که از اجتماع دريافت ميکنند و خود را در آيينه ديگران ديدند اضطرابي که مدتها با آن دست به گريبان بودند از بين خواهد رفت و به جاي آن با احساس قبولي از طرف خود روبرو خواهند شد...خيلي از مردم درميابند که احساس بي قراري هويتي آنها جايگزين رضايتمندي از هويت جديد شده است.
--------------------------------------------------
مرحله سيزدهم
انسجام
-------------------
کساني که در حال انجام عمل جراحي و تغيير جنسيت هستند معمولا به طور يک پارچه و تمام و کمال وارد اجتماع ميشوند..اين معمولا يک پروسه تدريجيست گرچه براي ترنسهاي اف تو ام بيشتر قابل اجراست تا ترنسهاي ام تو اف....زماني که ترنسکشوالها قادر و راحت تر ميشوند و به عنوان مردان و زناني بي هيچ نشان و عيبي در زندگي شناخته ميشوند حقيقت عمل تغيير جنسيت و ترنسکشوال بودنشان کمتر برايشان قابل توجه خواهد بود به عبارتي آن حقيقت برايشان کمرنگ خواهد شد و با گذر زمان افراد از نظر روحي قوي و محکمتر ميشوند...گرچه هيچکس نميتواند گذشته خود را پاک کرده يا از آن فرار کند ... سرگذشت ما هميشه با ماست حتا بعد از احساس انسجام کامل هميشه فرد بايد توجه کند که چه مقدار و چگونه اطلاعات درباره ترنسکشوال بودن آنها در دسترس ديگران قرار ميگيرد....بنابراين براي اين آينده قابل پيش بيني براي تمام افراد ترنسکشوال با مبارزه اي براي مديريت کردن و پنهان کردن اين رسوايي روبرو خواهند بود.....يک ترنسکشوال 41 ساله از تجربيات خود ميگويد:
" زمانهايي هست که من انتخاب ميکنم در اين باره صحبت نکنم چون هيچ هدفي در آن نيست مثلا من هيچوقت به پمپ بنزين نميروم و در اين باره به آنها اطلاع دهم اما اگر اتفاق افتاد من در اين باره خيلي راحت صحبت ميکنم و کاملا مشتاق خواهم بود که به سوالها در اين باره پاسخ بدهم...اين يک چيز ترسناک بوده و هنوز هست مثلا من نميدانم در آينده چه اتفاقي خواهد افتاد...زماني که مجبور به صحبت کردن ميشوم از اين ميترسم که پس از سخنان من مردم ديگر من را جدي نگيرند يا فکر کنند من ديوانه هستم يا چندش آورم يا اصلا من را قبول نکنند....از اين چيزها ! "
انسجام همچنين در سطحي ديگر نيز اتفاق مي افتد...با سپري شدن دوره عمل تغيير جنسيت خيلي از ترنسشکوالها به سمت احترام بيشتري پيش ميروند چرا که دريافته اند درسهاي با منفعتي از بخش اول زندگيشان گرفته اند و بااينکه عمل تغيير جنسيت برايشان بسيار گزينه خوبي بوده اما آروزي قطع ارتباط کامل با زندگي گذشته شان را نيز ندارند.....در ابتدا زماني که قبول هويت هنوز درحال محکم شدن است هر اشاره اي از زندگاني قبلي فرد ممکن است تهديدي براي تشکيل هويت حين جراحي و بعد از آن به حساب بيايد...ترس از خراب شدن هويت جديد افراد باعث ميشود که آنها کاملا از هويت قبلي خود فرار کنند گرچه اين غير معمول نيست براي يک سري افراد که هويت حين عمل خود را محکم کرده اند و به خوبي پذيرفته اند جنبه هاي هويت سابق خود را نيز نمايان کنند...بنابراين کساني که هويت خود را محکم بناشده در وضعيت جديد ميابند همچنين خود را قادر ميبينند که يک زندگي براي خود بسازند که به آنها اجازه دهد گذشته و زندگاني فعليشان را منسجم و يکي کنند.
--------------------------------------------------
مرحله چهاردهم
غرور و افتخار
------------------------
غروري که در اينجا استفاده شده در بردارنده دو بخش فردي و سياسيت....افرادي که هويت ترنسکشواليتي خود را با غرور در معرض نمايش ميگذارند خيلي آزادانه درباره ترنسکشوال بودن و يا ترنسجندر بودن در موقعيتهاي مختلف و مربوط سخن ميگويند...بعضي افرادي که هويت ترنسکشوالي خود را به نمايش ميگذارند فعاليتهايي براي حقوق سياسي افراد ترنسجندر انجام ميدهند در حالي که خيلي افراد به صورت پنهاني و خصوصي به دليل بهره مندي از توجه مردم اين فعاليتها را انجام ميدهند....آن دسته از ترنسکشوالها و ترنسجندرهايي که در خود به احساس غرور و افتخار دست ميابند اعمال زيادي را در مبارزه با ترسهاي شايع ... کم تحملي و عداوتهاي عليه ترنسها انجام ميدهند...تا آن زمان که جامعه به ائتلافي عالي براي پذيرش ترنسکشوالها و ترنسجندرها برسد بقا و نگهداري از اين غرور و افتخار براي ادامه تلاشها لازم خواهد بود....لازم به ذکر است همراه با خيلي از مراحلي که در اين مدل گفته شد مرحله غرور و افتخار وجود خواهد داشت....افراد ممکن است در هويت اوليه و اصلي که با آن به دنيا آمده اند نيز احساس غرور کنند يا در هويتي که در حين عمل تغيير جنسيت داشته اند....ممکن است در مرحله سردرگمي هويتي...مقايسه هويتي ...تحمل هويتي ...قبول..تاخير و غيره احساس غرور کنند چرا که اين شجاعت را داشته اند که تمام طول اين سفر را بپيمايند....يک ترنس 34 ساله اين احساس را به زيبايي بيان ميکند:
--------------------------------------------------
مرحله چهاردهم
غرور و افتخار
------------------------
غروري که در اينجا استفاده شده در بردارنده دو بخش فردي و سياسيت....افرادي که هويت ترنسکشواليتي خود را با غرور در معرض نمايش ميگذارند خيلي آزادانه درباره ترنسکشوال بودن و يا ترنسجندر بودن در موقعيتهاي مختلف و مربوط سخن ميگويند...بعضي افرادي که هويت ترنسکشوالي خود را به نمايش ميگذارند فعاليتهايي براي حقوق سياسي افراد ترنسجندر انجام ميدهند در حالي که خيلي افراد به صورت پنهاني و خصوصي به دليل بهره مندي از توجه مردم اين فعاليتها را انجام ميدهند....آن دسته از ترنسکشوالها و ترنسجندرهايي که در خود به احساس غرور و افتخار دست ميابند اعمال زيادي را در مبارزه با ترسهاي شايع ... کم تحملي و عداوتهاي عليه ترنسها انجام ميدهند...تا آن زمان که جامعه به ائتلافي عالي براي پذيرش ترنسکشوالها و ترنسجندرها برسد بقا و نگهداري از اين غرور و افتخار براي ادامه تلاشها لازم خواهد بود....لازم به ذکر است همراه با خيلي از مراحلي که در اين مدل گفته شد مرحله غرور و افتخار وجود خواهد داشت....افراد ممکن است در هويت اوليه و اصلي که با آن به دنيا آمده اند نيز احساس غرور کنند يا در هويتي که در حين عمل تغيير جنسيت داشته اند....ممکن است در مرحله سردرگمي هويتي...مقايسه هويتي ...تحمل هويتي ...قبول..تاخير و غيره احساس غرور کنند چرا که اين شجاعت را داشته اند که تمام طول اين سفر را بپيمايند....يک ترنس 34 ساله اين احساس را به زيبايي بيان ميکند:
"من خيلي به خود ميبالم و افتخار ميکنم که شجاعت اين کار را داشته ام...اين هميشه سخت است که بخواهي براي ديگران توضيح بدهي چرا که بسيار تصورات غلطي وجود دارد که بخواهي آنها را برطرف کني...حال عمومي من خوب است...من جر و بزه و بنيه اين را داشتم که آرزويم را برآورده کنم و بر موانع بزرگ غلبه کنم....من مفتخرم با مشکلي مواجه شدم که به نظر غير قابل حل مي آمد "
-------------------------------------------------
نتيجه
-------------
مرحله کشف خود در ميان راهي که ترنسکشوال و ترنسجندر ميپيمايد تنها براي خود او منحصر به فرد نيست..خيلي از مردم در خيلي از گذرگاههاي زندگي به مراحل تغيير ژرفي ميرسند که خود را کاملا متفاوت با آنچيزي ميبينند که قبلا بوده اند...بعضي از اين راههاي تغيير متداول و معمول هستند و برخي ديگر بيشتر خاص هستند و بنابراين احتياج به مبارزه بيشتري خواهد داشت...کساني که براي شناخت خود به عنوان ترنسکشوال و ترنسجندر مي آيند "بايد" با بعضي باورها و ترسهاي اجتماعي روبرو شوند تا تبديل به خود واقعيشان گردند ....همچنين" بايد" با ارزشها و اضطرابهاي خاص خود روبرو شوند....براي شناخت يک نفر به عنوان ترنسکشوال و ترنسجندر نيازمند آزمايش هاي فردي ...شجاعت و صداقت هستيم ...ترنسکشوال يا ترنسجندر بودن به هيچ عنوان يک پروسه آسان نيست...پيروز و پدرام باشيد!
-------------------------------------------------
نتيجه
-------------
مرحله کشف خود در ميان راهي که ترنسکشوال و ترنسجندر ميپيمايد تنها براي خود او منحصر به فرد نيست..خيلي از مردم در خيلي از گذرگاههاي زندگي به مراحل تغيير ژرفي ميرسند که خود را کاملا متفاوت با آنچيزي ميبينند که قبلا بوده اند...بعضي از اين راههاي تغيير متداول و معمول هستند و برخي ديگر بيشتر خاص هستند و بنابراين احتياج به مبارزه بيشتري خواهد داشت...کساني که براي شناخت خود به عنوان ترنسکشوال و ترنسجندر مي آيند "بايد" با بعضي باورها و ترسهاي اجتماعي روبرو شوند تا تبديل به خود واقعيشان گردند ....همچنين" بايد" با ارزشها و اضطرابهاي خاص خود روبرو شوند....براي شناخت يک نفر به عنوان ترنسکشوال و ترنسجندر نيازمند آزمايش هاي فردي ...شجاعت و صداقت هستيم ...ترنسکشوال يا ترنسجندر بودن به هيچ عنوان يک پروسه آسان نيست...پيروز و پدرام باشيد!
نوشته شده توسط انجمن تی اس ایران -
در 12:44 | لینک ثابت
•

